افكندهاست .
اين صحيح است من قبر او را در تبريز زيارت كردهام . قبر او در دو فرسخى شهر تبريز در ساحل رودخانهاى است كه آن را در آنجا شوراب گويند . اهل شهر از زيارت آن ابا ندارند و يكى از تفرجگاههاى آنهاست .
معاويه
وقتى بيمارى معاويه شدت گرفت و مردم در بارهى مرگ او سخن مىراندند ، معاويه دستور داد كه چشمانش را سرمه كشند ، و سر و صورتش را روغن مالى كنند . صورت او برق مىزد ، وى دستور داد او را بنشانند و بار عام دهند . مردم به عيادت وى آمدند . كسى نفهميد او در حال احتضار است جز يكى از فرزندان امام على عليه السلام .
معاويه گفت : چابكى من براى شماتت گران است ، مىخواستم ثابت كنم كه در برابر حيله روزگار ضعفى ندارم .
و تجلدى لشامتين اريهم * انى لريب الدهر لا اتضعضع
سيد علوى گفت : وقتى مرگ چنگالهاى خود را بر تو فرو كند ، هيچ تعويذى تو را چاره نيست .
و اذا المنية انشبت اظفارها * الفيت كل تميمة لا تنفع
مردم از جواب او متعجب شدند و معاويه همان روز از دنيا رفت .
ثروت و فقر
حكيمى گويد : دو عده در عذاب مساوى هستند . ثروتمندى كه دنيا به او رو آورده و فقيرى كه دنيا از او دور شدهاست .
مغز و حكومت
در ذريعه راغب آمدهاست : محل قوهى تفكر انسان ، وسط مغز است و به منزلهى پادشاه مىباشد . كه در وسط مملكت ، پايتخت خود را قرار مىدهد . محل قوهى خيال ، اول مغز است كه به مثابه نامه رسان سلطان مىباشد . محل قوهى حافظه ، آخر مغز است كه به منزلهى خزانه دار شاه است . قوهى ناطقه به جاى مترجم شاه و حواس به منزلهى جاسوسان و صاحبان رسانهها و اخبار است . آنان هر چيزى كه مىشنوند به نامهرسان شاه اطلاع مىدهند و او زوائد را جدا كرده و خلاصهى آنها را به اطلاع شاه مىرساند . شاه نفع و ضرر اخبار را بررسى و به خزانه دار مىدهد .