تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
وى دندانى زيبا داشت . هر وقت دندانش مىافتاد ، باز دندانى سبز مىشد . او خلفا را يكى پس از ديگرى ديده‌است و آنان او را احترام مىكردند و جايزه مىدادند . نابغه تا روزگار ابن‌زبير بوده‌است .

ذات نحيين

نام وى سلمى است و دختر تعار خثعميه است . داستان مشهورى دارد . مردى كه حكايت او را مشهور ساخت ، خوات بن جبير است ، كه در جنگ بدر حضور داشته و در سال چهلم از دنيا رفته است .

لبيد

از شاعران نامدار عرب است ، كه جاهليت و اسلام را درك كرده‌است . مردى بخشنده بوده و عمرى طولانى داشت و در سال چهلم از دنيا رفت . وقتى عمر او به صد و ده سالگى رسيده بود ، گفت : هركس به صد سالگى برسد و به ده سال آن را تكميل كند ، سختى خواهد ديد .
اليس فى مئة قد عاشها رجل * و فى تكامل عشر بعدها عسر
وقتى از صد و ده گذشت گفت : از زندگى و طول آن خسته شدم ، نيز از پرسش مردم كه مىگويند حال لبيد چگونه است ؟
و لقد سمئت من الحياة و طولها * و سؤال هذا الناس كيف لبيد

حطيئه

حطيئه ، سراينده‌اى مشهور از عرب است كه در سال پنجاه و نه از دنيا رفته است . جوزى مىگويد : قرائن گواهى دادند كه حطيئه پس از پيامبر اسلام مسلمان شده‌است . به همين خاطر بين صحابه از او اسمى نمىبرند و نيز از كسانى كه به حضور پيامبر رسيده‌اند ، شمرده نمىشود . حطيئه در هجو يد طولانى داشت . وى مادر ، عمو ، دايى و نيز خودش را هجو كرده‌است . ابن‌جوزى اشعار هجو او را در تاريخ خود آورده‌است . وى زبرقان بن بدر را هجو كرد و گفت : از اظهار كرم دست بردار كه تو بهره‌اى از آن نبرده‌اى ، به جاى خود بنشين كه تو خوراننده و پوشاننده‌اى .
دع المكارم لا تنهص لبغيتها * واقعد فانك انت الطاعم الكاسى
زبرقان به عمر شكايت كرد . عمر گفت : هجايى نمىبينم ، خشنود نيستى خوراننده و پوشاننده باشى ؟ عمر ، حسان بن ثابت را خواست و از او پرسيد آيا در اين بيت هجايى است ؟