تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
ديوت از ره برد لا حوليت نيست * وز مسلمانى بجز قوليت نيست رهروان رفتند و تو درمانده‌اى * حلقه بر در زن كه بس وامانده‌اى گر ندارى شاديى از وصل يار * خيز بارى ماتم هجران بدار اى سرا و باغ تو زندان تو * خانمان تو بلاى جان تو در غم دنيا گرفتار آمدى * خاك بر فرقت كه مردار آمدى چشم همت برگشا و ره ببين * پس قدم در ره نه و درگه ببين دستها اول زخود كوتاه كن * بعد از آن مردانه عزم راه كن
از قدم تا فرق نعمتهاى اوست * عرض كن بر خويش نعمتهاى دوست تا بدانى كز كه دور افتاده‌اى * وز جدايى چه صبور افتاده‌اى گر تو مرد زاهدى شب زنده باش * بندگى كن تا بروز و بنده باش ور تو مرد عاشقى رو شرم دار * خواب را با ديده‌ى عاشق چكار چون نه اينى و نه آن اى بىفروغ * پس مزن در عشق ما لاف دروغ
گويند
ما شرمسار مانده ز تقصيرهاى خويش * لطف تو خود نمىنگرد خوب و زشت ما

دنيا

امام على عليه السلام مىفرمايد : هركس دوست دارد فردا زندگى كند ، آرزو دارد هميشه زندگى كند و كسىكه آرزو دارد هميشه زندگى كند ، قلب وى سخت شده و به دنيا رغبت مىورزد و از نعمتى كه نزد پروردگارش دارد ، چشم مىپوشد . * امام همچنين مىفرمايد : خدا رحمت كند كسانى كه دنيا نزد آنها وديعه است . آنان دنيا را به كسانى كه به آنها اطمينان دارند مىسپارند و خود سبكبال كوچ مىكنند .

دعا

خداى متعال به داود عليه السلام فرمود : مرا در سختىهايت ياد كن تا تو را در راحتىهايت اجابت كنم .

نفاق

در حديث آمده‌است : مؤمن به خواسته‌ى اهل و عيال خود غذا مىخورد و منافق اهل خود را با خواسته‌هايش مىبلعد .