ديوت از ره برد لا حوليت نيست * وز مسلمانى بجز قوليت نيست
رهروان رفتند و تو درماندهاى * حلقه بر در زن كه بس واماندهاى
گر ندارى شاديى از وصل يار * خيز بارى ماتم هجران بدار
اى سرا و باغ تو زندان تو * خانمان تو بلاى جان تو
در غم دنيا گرفتار آمدى * خاك بر فرقت كه مردار آمدى
چشم همت برگشا و ره ببين * پس قدم در ره نه و درگه ببين
دستها اول زخود كوتاه كن * بعد از آن مردانه عزم راه كن
از قدم تا فرق نعمتهاى اوست * عرض كن بر خويش نعمتهاى دوست
تا بدانى كز كه دور افتادهاى * وز جدايى چه صبور افتادهاى
گر تو مرد زاهدى شب زنده باش * بندگى كن تا بروز و بنده باش
ور تو مرد عاشقى رو شرم دار * خواب را با ديدهى عاشق چكار
چون نه اينى و نه آن اى بىفروغ * پس مزن در عشق ما لاف دروغ
گويند
ما شرمسار مانده ز تقصيرهاى خويش * لطف تو خود نمىنگرد خوب و زشت ما
دنيا
امام على عليه السلام مىفرمايد : هركس دوست دارد فردا زندگى كند ، آرزو دارد هميشه زندگى كند و كسىكه آرزو دارد هميشه زندگى كند ، قلب وى سخت شده و به دنيا رغبت مىورزد و از نعمتى كه نزد پروردگارش دارد ، چشم مىپوشد .
* امام همچنين مىفرمايد : خدا رحمت كند كسانى كه دنيا نزد آنها وديعه است . آنان دنيا را به كسانى كه به آنها اطمينان دارند مىسپارند و خود سبكبال كوچ مىكنند .
دعا
خداى متعال به داود عليه السلام فرمود : مرا در سختىهايت ياد كن تا تو را در راحتىهايت اجابت كنم .
نفاق
در حديث آمدهاست : مؤمن به خواستهى اهل و عيال خود غذا مىخورد و منافق اهل خود را با خواستههايش مىبلعد .