مرا تا آخرت مىبرد .
وى شبانه كيسهى نان بر دوش مىگرفت و براى فقراى مدينه مىبرد و صدقه مىداد و مىفرمود : صدقه مخفيانه ، غضب خدا را فرو مىنشاند . وقتى از دنيا رفت و او را غسل دادند ، آثار حمل كيسهها بر دوش او بود . وى در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مىگذارد . چون صبح شده بود بيهوش بر زمين افتاده بود و باد بدن لاغرش را مانند سنبله حركت مىداد .
شروط تفسير قرآن
غزالى در يكى از نامههايش مىنويسد : واجب است هركس قصد تفسير قرآن را دارد ، در هفت جهت ذيل دقت كند :
1 - لغت و جوهره لفظ .
2 - استعارات و كنايات .
3 - نحو .
4 - واژههاى مفرد و جملات و احوال آنها بنابر آنچه در دانش معانى آمدهاست .
5 - امثال و محاورات عرب .
6 - رمز فلاسفه الهى .
7 - ديدگاه صوفيان و مراتب آنان .
گويند
زتو هركه دور ماند چه كند چه چاره سازد * چه عمل بدست گيرد به چه پاى بست باشد
نيكى
اى زتو قوت بيان نطق سخن سراى را * وى زتو عقدههابدل عقل گره گشاى را
در طلب تو چون كند طى مكان عشق دل * همسفرى كجا رسد عقل شكسته پاى را
محمل راه عشق را دل ز فغان دراى شد * هرزه دراى نشنود بانگ چنين دراى را
چون زجهان برون بود ساقى مجلس بقا * نام چرا كسى برد جام جهان نماى را
كام مرا مده دگر ذوق ز لذت جهان * تا نكند دل آرزو زهر شكر نماى را
نيكى اگر برد كسى پى بطريق بندگى * سجده شكر كم بود تا به ابد خداى را
گويند
ملك تقويم بر كف از پى تقطيع پيراهن * اجل پنجه مهيا كرده از بهر گريبانش