تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 765

مساهمون:

ص٧٦٥
نشنيده‌اى كه فرموده‌است : هركس عمداً دروغى بر من ببندد ، جايگاه او آتش است ؟ گفت : من بر عليه پيامبر دروغ نبسته‌ام ، من به نفع او دروغ گفته‌ام .

تفسير غير المغضوب عليهم ولاالضالين

بيضاوى مىگويد : به نظر ابن‌حاجب فاعل غير ، نائب فاعل است . ابن‌مالك در تفسير سوره جن مىگويد ، نائب فاعل ، فاعل است ، و در
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ
« 1 » ، نايب فاعل ،
اسْتَمَعَ نَفَرٌ
است كه همان فاعل هم مىباشد . گويند
كسى كه منزل او كوى يار خواهد بود * به از سفر بجهانش چه كار خواهد بود
ابوعلى سينا
كفر چو منى گزاف و آسان نبود * ثابت‌تر از ايمان من ايمان نبود در دهر چو من يكى و آن هم كافر * پس در همه دهر يك مسلمان نبود
گويند
اى خاك بوسى درت مقصود هر صاحبدلى * بردن به خاك اين آرزو مشكلتر از هر مشكلى

مقام جمع و مقام فرق

وقتى مظاهر خلق مستهلك در انوار ذات ببيند ، آن را مقام جمع مىنامند و اگر ذات و مظاهر خلقيه بدون استهلاك ببيند مقام فرق نامند . مقام فرق به دو بخش قابل تقسيم است ، قبل از وصول و پس از آن . اولى به محجوبان تعلق دارد و فرق دوم خاص كاملان است . به‌همين شكل فرق بعد از جمع و صحو بعد از محو و بقا بعد از فنا و صحو ثانى و عبارات مشابه اينها مىتوان تعبير كرد . اين همان به هوش آمدن بنده پس از بيهوشى حاصل شده از تجلى خدا بر بنده و خروج بنده از انانيت و از هم پاشيده شدن تعيّن كه در نهايت خدا به او وجودى ديگر عطا مىكند ، مىباشد . در اين حالت خداوند عقل ديگرى به او عطا مىكند او را به تصرفات در نفس خودش وامى دارد . چنين وجودى را وجود حقانى گويند چه اينكه اين وجود پس از وصال با حق در كالبد او دميده شده‌است . البته چنين موهبتى تنها از سوى خداى متعال است نه به‌واسطه
هامش
( 1 ) - جن ، 1 .