اين واقعيات را درك كنند .
همچنين نخستين چيزى كه براى انسان پس از غيبت از عالم جسمانى پيش مىآيد ، عالم مثال است . انسان هر مقدار صفاى باطن و قوهى استعداد داشتهباشد مىتواند احوال بندگان را دريابد . البته كسىكه چيزى را كه يك سال ديگر روى مىدهد مىبيند ، استعداد قوىترى دارد از كسىكه حوادث آيندهاى كمتر از اين مقدار را مشاهده مىكند .
معناى صراط
راغب گويد : راه را صراط ناميدهاند چرا كه صراط به معناى شمشير بران است ، يعنى رونده را مىبلعد . مثلًا گويند : اكلته المفازة يعنى بيابان او را خورد ، يعنى او را پنهان كرد يا مىگويند اكل المفازة يعنى بيابان را خورد و راه را به پايان برد . بههمين خاطر است كه مفازه را به معناى لَقَم گفتهاند ، يعنى بيابان او را چون لقمهاى بلعيد يا او بيابان را چون لقمهاى بلعيد . بههمين خاطر است كه گفته شدهاست قافلههاچون از كنار ما عبور مىكنند ، حال آنها نسبت به ما مانند اين است كه راه آنها را مىبلعد و چون به سوى ما مىآيند ، حال آنها نسبت به ما مثل اين است كه آنها راه را مىبلعند و چون لقمهاى فرو مىبرند .
شاعر هرند
ابوالقاسم عمر هرندى از شاعران با ذوق و از اهالى هرند است كه يكى از دهات اصفهان مىباشد . وى مىگويد : باد با من مخالفت مىكند و توان مقابله با او را ندارم . چون هرگاه مىخواهم او را ببوسم عبا را بر صورتش مىكشاند .
الريح تحسدنى عليك * و لم اخلها فى العدا
لما هممت بقبلة * ردت على الوجه ردا
غذا در راه
در كتاب كافى از امام صادق عليه السلام نقل شدهاست كه : روزى پيش از ظهر پيامبر خدا از خانه خارج شد و پاره نانى كه شير به آن زده شده بود همراه داشت ، ميل مىكرد . بلال مردم را به نماز مىخواند و پيامبر با مردم نماز گذارد .
امام على عليه السلام مى فرمايد : باكى ندارم در راه غذا بخورم چرا كه پيامبر چنين كردهاست .
سعدى
بكم خوردن از عادت خواب و خورد * توان خويشتن را ملك خوى كرد
نخست آدمى سيرتى پيشه كن * پس آنگه ملك خواهى انديشه كن