تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
پرداخت قرض خود كوتاهى مىكند .

غم و وعده دروغ

من گرفتار وعده‌هاى عرقوبى « 1 » و غم يعقوبى هستم .

ضرب المثل ، عزت نزد ما

مرغ مردار خوار در سرزمين ما عقاب است ، اين مثل را جايى به كار مىبرند كه بگوييد هر ضعيفى نزد ما قوى مىگردد .

آلت گناه

در لسان المحاضرات آمده‌است : عده‌اى مردى را نزد ابوحنيفه آوردند و گفتند : طنبور دارد ، حد بر او جارى كن . ابوحنيفه گفت : مستحق حد نيست . گفتند : چگونه حد ندارد و در حالى كه آلت گناه همراه داشت . ابوحنيفه گفت : همه‌ى شما آلت زنا همراه داريد ، آيا بايد بر شما حد جارى كرد . ساكت شدند و بازگشتند .

انتقام و بخشش امير

مردى مستحق عذاب بود ، وى را نزد منصور آوردند . منصور حكم عقوبت صادر كرد . وى گفت : اى امير ، انتقام نشانه‌ى دادگرى و عفو نشانه‌ى فضيلت است و امير با فضيلت تر از اين است كه به ناقص‌تر اين دو خشنود باشد و از برتر آن دو بگذرد . منصور او را عفو كرد .

بخشش امير

يكى از خوارج را به دارالاماره حجاج بن يوسف آوردند . حجاج دستور داد گردن او را بزنند . وى يك روز مهلت خواست . حجاج گفت : چه نفعى به حال تو دارد ؟ گفت : اميد مىرود مشمول عفو امير شوم علاوه اينكه ببينم چه تقدير شود . حجاج او را بخشيد .

ديوانه

ديوانه‌اى در اصفهان بر اميرى وارد شد . امير جوياى حال او شد . ديوانه گفت : خدا امير را عزت دهد ، چگونه باشد حال كسىكه نزد مردم ، ارزش غائط از او بيشتر است . امير گفت : چگونه ؟ ديوانه گفت : مردم غائط را سوار الاغ مىكنند ولى من بايد پياده بروم .
هامش
( 1 ) - عرقوب ، فرزند صخر يا معبد عمالقى است كه در دروغگويى و خلف وعده مشهور بوده و نام او ضرب المثل شده‌است .