پرداخت قرض خود كوتاهى مىكند .
غم و وعده دروغ
من گرفتار وعدههاى عرقوبى « 1 » و غم يعقوبى هستم .
ضرب المثل ، عزت نزد ما
مرغ مردار خوار در سرزمين ما عقاب است ، اين مثل را جايى به كار مىبرند كه بگوييد هر ضعيفى نزد ما قوى مىگردد .
آلت گناه
در لسان المحاضرات آمدهاست : عدهاى مردى را نزد ابوحنيفه آوردند و گفتند : طنبور دارد ، حد بر او جارى كن . ابوحنيفه گفت : مستحق حد نيست . گفتند : چگونه حد ندارد و در حالى كه آلت گناه همراه داشت .
ابوحنيفه گفت : همهى شما آلت زنا همراه داريد ، آيا بايد بر شما حد جارى كرد . ساكت شدند و بازگشتند .
انتقام و بخشش امير
مردى مستحق عذاب بود ، وى را نزد منصور آوردند . منصور حكم عقوبت صادر كرد . وى گفت : اى امير ، انتقام نشانهى دادگرى و عفو نشانهى فضيلت است و امير با فضيلت تر از اين است كه به ناقصتر اين دو خشنود باشد و از برتر آن دو بگذرد . منصور او را عفو كرد .
بخشش امير
يكى از خوارج را به دارالاماره حجاج بن يوسف آوردند . حجاج دستور داد گردن او را بزنند .
وى يك روز مهلت خواست . حجاج گفت : چه نفعى به حال تو دارد ؟ گفت : اميد مىرود مشمول عفو امير شوم علاوه اينكه ببينم چه تقدير شود . حجاج او را بخشيد .
ديوانه
ديوانهاى در اصفهان بر اميرى وارد شد . امير جوياى حال او شد . ديوانه گفت : خدا امير را عزت دهد ، چگونه باشد حال كسىكه نزد مردم ، ارزش غائط از او بيشتر است . امير گفت :
چگونه ؟ ديوانه گفت : مردم غائط را سوار الاغ مىكنند ولى من بايد پياده بروم .
هامش
( 1 ) - عرقوب ، فرزند صخر يا معبد عمالقى است كه در دروغگويى و خلف وعده مشهور بوده و نام او ضرب المثل شدهاست .