هرگز دل من از تو جدايى طلب نبود * اين وضع در ميانه ضرورى قرار يافت
*
در پاى گنه شد دل بيمارم پست * يارب چه شود اگر مرا گيرى دست
گر در عملم آنچه ترا بايد نيست * اندر كرمت آنچه مرا بايد هست
عبادت خدا
محقق طوسى در اخلاق ناصرى گويد : حكيمان عبادت را بر سه نوع دانستهاند ، كه عبارتند از : اول : عبادتى كه براى بدن لازم است مانند نماز ، روزه ، رفتن به مواقف شريفه براى عبادت .
دوم : عبادتى كه بر نفسها لازم است مانند اعتقاد درست به يكتايى خدا و حمد و ثناى الهى و تفكر در افاضهى وجود از ناحيه او به عالم و تفكر در حكمت او و افزايش اين قبيل معارف .
سوم : عبادتى كه در مشاركت با مردم لازم است مانند معاملات ، مزارعات ، ازدواج ، اداى امانات ، امر به معروف ، كمك به همنوع ، جهاد با دشمنان ، دفاع از حريم و حوزه شخصى و اجتماعى .
عبادت
محققين در اخلاق گفتهاند : عبادت خدا بر سه قسم است : اعتقاد درست ، سخن صحيح ، عمل نيك و هر كدام بر حسب زمانه و نسبت به هر كسى و نيز ساير اعتبارات فرق مىكند .
انبياء مردم را به اين سو خواندهاند و عامه هم بايد از آنان پيروى كنند و مطيع آنان باشند .
نتيجه چنين اطاعتى ، اقامهى نواميس الهى و حفظ قانون دينى كه اين جز به آن قوام نمىگيرد ، مىباشد .
مَثل عربى
زمخشرى در ربيع الابرار مىنويسد : مثل عربى است كه اگر سفيد بيايد ، سياه كم شود .
مرادشان از سياهى خرما است و منظور از سفيدى شير است ، يعنى وقتى گياه و علف زياد شود و شير گوسفندان زياد گردد ، محصول خرما در آن سال كم مىشود و اگر شير كم گردد ، محصول خرما زياد مىشود .
در همان كتاب آمدهاست كه گفته شده : خلاف و عناد همه چيز را فرا گرفتهاست ، حتى در خاشاك كوزه اگر بخواهى آب بخورى خاشاك وارد دهان تو مىشود و اگر كوزه را درست