نيك داشتهباشد تضمين مىكنم پس نصف شعر من از ديگرى است .
اطالع كل ديوان اراه * و لم ازجر على التضمين طيرى
اضمن كل بيت فيه معنى * فشعرى نصفه من شعر غيرى
نفس و صورت
هر جسمى صورتى دارد ، و صورت ديگرى نمىپذيرد ، مگر پس از اينكه از صورت اول به طور كامل جدا شود ، مثلًا جسم مثلث اگر مربع شود ، بايد حالت مثلثى را به طور كامل از دست بدهد . يا شمعى كه به شكلى درآمده ، اگر بخواهد شكل ديگر بيابد بايد از شكل اول بطور كامل خارج شود . اگر از شكل اول چيزى باقى ماندهباشد ، شكل دوم را به طور كامل نپذيرفتهاست . بلكه دو شكل با هم مخلوط شدهاست و هيچكدام را بطور كامل ندارد ، اين حكم در همهى اجسام جارى است .
اما نفس ما در پذيرفتن صورت اشياء بر خلاف ساير اجسام است . زيرا صورت اشياء معقول و محسوس را به طور كامل مىپذيرد و لازم نيست از دومى جدا شود تا وى را بپذيرد ، بلكه هم رسم اول كامل است و هم دومى . دائماً نيز بدون اينكه ضعف و قصورى در او راه يابد ، صورتهاى مختلف را قبول مىكند . بلكه با پذيرش صورتى ، قدرتى در خود احساس مىكند كه صورت بعدى را بپذيرد . لذا هرچه دانش و ادب بيشتر فرا بگيرد ، فهم و كياست او بيشتر شده و استعداد او براى بهرهگيرى علم و استفاده از آن بهتر و بيشتر است .
اين خاصيت متضاد با خاصيت اجسام است . پس نفس جسم نيست .
وصيت افلاطون به ارسطو
در سفارش افلاطون ، فيلسوف الهى به شاگردش ارسطو كه محقق طوسى نقل كرده ، آمدهاست : معبود خود را بشناس و حق او را رعايت كن . در تعليم دانش مداومت نما ، و اهل علم را به كثرت علمشان آزمايش نكن ، ببين حال آنها را از اجتناب از شر و فساد .
از خدا چيزى نخواه كه فايدهاش تمام شود ، بدان همهى مواهب از اوست . از او نعمتهاى باقى بخواه و فوائدى كه از تو خواهد بود .
بدان كه انتقام خدا از بندگان به بىمهرى و عتاب نيست ، بلكه به اصلاح و تأديب است .
كوتاهى نكن از اينكه از او زندگى صالحه همراه مرگى با رضايتمندى او بخواهى . نيز سر بر بالين نگذارى ، مگر اينكه در سه چيز نفس خود را به محاسبه كشانى . اول آنكه دقت كنى آيا در آن روز كارى از تو سر زدهاست يا نه ؟ دوم آنكه در آن روز آيا خيرى كسب كردهاى يا نه ؟ و