اختلاف است ولى نتيجه نظر او اين است كه ستارگان از خورشيد كسب نور مىكنند . حال اگر كسى بگويد چرا جمله او را كه مىگويد : الاشبه انها ذاتيه مربوط به برخى كواكب نباشد و استخدام صورت نگرفتهباشد ؟ گوئيم خيلى از ذوق سليم بعيد است ، چون يا نور كواكب از خود آنهاست و يا خورشيد و راه سومى وجود ندارد .
اگر گفته شود : ممكن است نظر علامه در اختلاف ستارگان مربوط به پنج ستاره مريخ و مشترى و زحل و عطارد و زهره باشد ، و مراد از اينكه كسب نور ستارگان و يا نور دهى آنها ، اختلافى است به معناى اين نيست كه اختلافى در همهى ستارگان نيست تا اينكه كذب گوينده روشن شود زيرا كه خلاف در كل مستلزم خلاف در بعض است .
در پاسخ گوئيم : وقتى ما راهى براى نورانيت ستارگان نيافتيم ، دليل را به برخى ستارگان اختصاص مىدهيم نه اينكه بخواهيم فقط برخى را بيان كردهباشيم و نه نقل خلاف در بعض و اينكه علامه كاذب نباشد . چه اينكه بىدليل است اين حرف كه خلاف در كل مستلزم خلاف در بعض باشد ، و البته اين از انسان صاحب رأى نيست . چرا كه محذور لزوم كذب سخن علامه در اين نقل نيست ، بلكه محذور اين است كلام او بىمعنا خواهد شد .
همين شكل در نزاع اشاعره و معتزله نيز هست . اين دو اختلاف دارند كه آيا افعال بندگان از خود آنهاست يا كسبى بوده و خدا افعال را صادر مىكند . كسى ممكن است اشكال كند و بگويد : اختلاف در كل افعال است چگونه به برخى افعال اختصاص پيدا كردهاست . وى مىتواند پاسخ دهد كه اختلاف در كل مستلزم اختلاف در بعض است و اينكه نقل خلاف از بعض كرديم به اين دليل است كه راهى براى صدور كل پيدا نكرديم . البته اين سخن بىارزش است و بدور از سخنى حكيمانه مىباشد .
همچنين اگر گفته شود كه از نشانههاى مختلفى در كلام علامه اين قول تقويت مىشود كه نظر وى به پنج ستاره بر مىگردد ، اگر گفته شود اين صحيح است در ستارگانى كه زير خورشيد هستند ولى ستارگان روئين . . .
از جمله اين شواهد عبارتند از :
1 - مراد از روئين ( علويه ) كه واژهاى اصطلاحى است ، ستارگان فوق شمس است نه همهى آنها .
2 - قرينه ديگر در كلام علامه اين است كه وى وقتى از خسوف قمر و كسب نور وى از خورشيد سخن مىگويد ، چون قمر سياره است لازم است به احوال او بپردازد نه ستارگان .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 58
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٥٨