تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
عالم اعلى باشند .
اذا كان حبّ الهائمين من الورى * بليلى و سلمى يسلب اللب والعقلا فماذا عسى ان يصنع الهائم الذى * سرى قلبه شوقا الى العالم الاعلى

حسرت

در تفسير نيشابورى ذيل آيه
أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ . . .
« 1 »
،
آورده‌است : ابوالفتح در فقه سرآمد بود و نزد مردم محترم و ثروت زيادى داشت ، وى وقتى به بغداد آمد ، در نظاميه بغداد به تدريس مشغول شد ، محل مرگ او همدان است ، چون نزديك مرگش رسيد به دوستانش گفت : بيرون شويد ، وقتى آنان خارج شدند ، پى در پى به صورتش مىزد و مىگفت
يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ
، وى گفت : اى ابوالفتح ، عمر خود را در طلب دنيا و پست و اموال ضايع كردى و دائماً با پادشاهان در رفت و آمد بودى ، و دوبيتى ذيل را سرود كه : در تعجبم از دانشمندان كه چگونه عمر را به غفلت مىگذرانند ، و چگونه لباس حرص را در پيشامدها بر زمين مىكشانند ، چنان اطراف خان ستمگران مىچرخند كه گويا اطراف خانه خدا در طوافند .
عجبتُ لاهل العلم كيف تغافلوا * يجرّون ثوب الحرص عند المهالك يدورون حول الظالمين كانهم * يطوفون حول البيت وقت المناسك
نيشابورى مىگويد : او در همين حال بود تا از دنيا رفت . من پناه مىبرم به خدا از چنين حالى و چنين مرگى و از خدا مىخواهم كه بر من منت نهد كه از اين و بال خلاصى يابم . « 2 » گويم
كرديم دلى را كه نبد مصاحبش * در خانه‌ى عزلت از پى اصلاحش و ز فر من الخلق بر آن خانه زديم * قفلى كه نساخت قفل‌گر مفتاحش
گويم
از فتنه اين زمانه شور انگيز * برخيز و بهر جايى كه توانى بگريز
ور پاى گريختن ندارى بارى * دستى زن و در دامن خلوت آويز
هامش
( 1 ) - زمر ، 56 . ( 2 ) - عبارت آخر ، قول شيخ بها بعد از ذكر داستان است . الاحسان ان تعبداللَّه كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 54 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى