تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦

اماله امير

راغب در محاضرات گويد : يكى از اميران بغداد به نام كوتكين به بيمارى قولنج مبتلا شد . طبيب دستور داد امير را اماله كنند و سپس اماله و فوائد آن را براى او تشريح كرد و گفت : سر شيشه اماله در مقعد امير فرو مىكنند ! رگهاى گردن امير باد كرد و گفت : در مقعد من ! طبيب گفت : نه در مقعد من .

خساست

مردى شترى گر داشت . كسى به او گفت : مداويش كرده‌اى ؟ صاحب شتر گفت : پيرزنى صالحه كه ما اعتقاد به دعاى او داريم ، در خانه‌ى ماست . از او مىخواهم دعايش كند و سالم شود . گفت : درست است ، ولى در كنار آن دعا مقدارى روغن قطران بر بدن اين شتر بمال .

درمان سر درد

در اصفهان كسى به مرض سر درد مبتلا شد . به سر خود فلفل و قرنفل ( گياه هندى ) ماليد . طبيب گفت : پماد اين دو گياه براى چيزى است كه بر سر تنور مىگذارند .

تب امير

در كتابى تاريخى ديدم ، عربى بيابانى در تابستان تب گرفت . در وسط ظهر بدنش را روغن مالى كرد و روى ريگهاى سوزان مىغلطيد و مىگفت : اى تب به زودى خواهى فهميد به جان چه كسى افتاده‌اى ؟ از اميران و ثروتمندان دور شده و نزد من آمده‌اى ؟ آن‌قدر غلطيد تا عرق كرد و تبش از بين رفت . گفتند امير تب گرفته‌است . عرب گفت : من تب را به جان او مسلط كرده‌ام و گريخت .

عقل سلب شده

حكيمى گفته : اگر خدا بخواهد نعمتى را از كسى بگيرد ، نخستين چيزى كه از او مىگيرد عقل اوست .

وزارت

مأمون به احمد بن ابىخالد گفت : مىخواهم تو را وزير قرار دهم ، احمد گفت : شايسته است امير مرا معاف كند ، و مقامى به من بدهد كه دوستان به من اميدوار و دشمنان در هراس باشند ، چرا كه وزارت جز آفات چيز ديگرى ندارد .

همسايه

در دعايى آمده‌است : نعوذ باللَّه من جار السوء عينه ترانى و قلبه يرعانى ، ان رأى حسنة
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 536 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى