تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
32 - مستنجد ، م 518 ، خ 555 ، وف 566 . 33 - مستغنى ، م 536 ، خ 566 ، وف 575 . 34 - ناصر ، م 554 ، خ 575 ، وف 622 ( 642 ) . 35 - ظاهر ، م 572 ، خ 622 ، وف 623 . 36 - مستنصر ، م 589 ، خ 624 ، وف 640 . 37 - مستعصم ، م 610 ، خ 640 ، وف 656 .

ثروت و علم

شهرزورى در تاريخ حكماء مىنويسد : علت اينكه دانشمندان بيشتر به دربار سلاطين و سلاطين كمتر نزد دانشمندان مىروند ، چيست ! چون دانشمندان به فضيلت ثروت پى برده‌اند و سلاطين از حقيقت دانش بىخبر مانده‌اند .

عيبجويى

ظريفى گويد : همه‌ى لذتها از بين رفته جز خارش جرب و بدگويى پشت سر مردم .

مكر زنان

در خرد نامه اسكندرى در نكوهش زنان و نكوهش وابستگى به آنان و نيز بر حذر بودن از مكرشان آمده‌است :
حذر كن ز آسيب جادو زنان * به دستان سرانداز پا افكنان به روى زمين دام مردان مرد * بساط وفا و مروت نورد از ايشان در درج حكمت بلند * و زايشان نگون‌قدر هر سر بلند از ايشان خردمند را پايه پست * وزايشان سپاه خرد را شكست دهد طعم شهد و شكر زهرشان * مخور زهر را چون شكر بهرشان بيا اى چو عيسى تجرد نهاد * ترا زين تجرد تمرد مباد چو عيسى عنان از تعلق بتافت * سوى آسمان از تجرد شتافت تعلق بزن دست و پا بستن است * تجرد از آن بند وارستن است كسى را كه بند است بر دست و پاى * چه امكان كه آسان بجنبد ز جاى ز شهوت اگر مرد ديوانه نيست * ز رسم و ره عقل بيگانه نيست چرا بند بر دست و پا مىنهد * دل و دين به باد هوا مىنهد پدر زن كه دختر به چشمش نكوست * دل و ديده‌اش هر دو روشن بدوست