تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
كم من جهول رانى * امشى لاطلب رزقاً فقال لى صرت تمشى * و كل ماش ملقّى فقلت مات حمارى * تعيش انت و تبقى

بناهاى مسلمانان

يكى از مؤلفان در سال 993 به من نوشته كه ساختمان‌هاى قسطنطنيه عبارتند از : بناهاى مسلمانان بيست و پنج هزار بنا به صورت زير است : مسجد جامع‌ها 400 باب ، مسجدهاى محله‌ها 4494 باب ، مكتب خانه‌ها 1652 باب ، بناهاى عاليه 50 باب ، خانقاه‌ها 150 باب ، زاويه‌هاى مشايخ و منزويان 285 باب ، كاروانسراها 418 باب ، چشمه‌سارها 948 باب ، وضو خانه‌ها 4985 باب ، نانوايىها 395 باب ، آسياها 585 باب ، ميدان‌ها 12 عدد حمام‌ها 874 باب . بناهاى كفار نيز عبارتند از : خانه‌هاى يهودىنشين 285 باب ، كنيسه‌ها 742 باب ، مناره‌ها 55 باب .

مرگ شبلى

هنگامى كه شبلى در بستر احتضار بود ، يكى از حاضران به او گفت : اى شيخ بگو لا إله الا اللَّه . شبلى در پاسخ گفت : خانه‌اى كه تو در آن سكونت مىنمايى ، نيازى به چراغ ندارد .
ان بيتا انت ساكنه * غير محتاج الى السراج

سفر

ابن‌دقيق در مسافرت در ضمن نامه به ابن‌نباته نوشت : چه بسيار شبهايى كه بيابانها را پشت سر مىگذارديم و چشمان ما روى هم نمىآمد و استراحت نمىكرد . دوستانمان در شكوه نكردن يا استراحت ، اختلاف كردند . برخى گفتند : بهتر آنست آخر شب را منزل كنيم و بعضى گفتند : بهتر آنست كه به ياد دوست باشيم و همين اظهار مورد پسند واقع شد .
كم ليلة فيك وصلنا السرى * لا نعرف الغمض و لا نستريح واختلف الاصحاب ماذالذى * يزيل من شكويهم او يريح فقيل تعريسهم ساعة * و قيل بل ذكراك و هوالصحيح
ابن‌نباته در پاسخ نوشت : در پناه خدا مسافرتت را به پايان برسانى و به سلامتى بازگردى . اگر ممكن بود پلكهاى چشم ما عازم سفر شوند پلكهاى مجروح خود را چون شتران راهوار به سفر مىفرستادم ، متأسفانه آنها از دورى تو رنجور گرديده و آرزوى بازگشت تو را دارند .