دست و پايش از كار افتاد و منزوى شد ، رؤسا و علماء به خانه او مىآمدند و از او كسب دانش مىكردند . روزى طبيبى به عيادت او رفت و متعهد شد او را معالجه كند ، معالجات مؤثر واقع شد و او مىتوانست اعضاى فلج شدهاش را به حركت اندازد ، روزى مقدارى دينار به او داد و مرخصش كرد . دوستانش گفتند : چرا نگذاشتى كه مراحل بهبودى كامل شود ؟
گفت : اگر كاملًا خوب مىشدم مىبايست منصبهاى قبلى را مىپذيرفتم ولى تا وقتى به اين حال هستم متوجه نفس خود و مطالعه مىباشم و با صاحبان منصب همكارى نمىكنم كه از همكارى با آنان ، خدا را به غضب آورم و آنان را خشنود سازم و البته مطمئن هستم رزق و روزى من هر كجا مقدر باشد مىرسد .
آرى او به ناراحتى جسمى خود ساخت تا در آن مدت جامع الاصول والنهاية و امثال آن را تحرير كند .
بندگى خدا
در تفسير آيه :
وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ .
« 1 »
نيشابورى از ابويعقوب نهر جورى نقل كردهاست كه خدا عالم را مسخر انسان كرد تا چيزى او را مسخر ننمايد و انسان فقط مسخر خدا باشد . پس اين انسان اگر به زينت دنيا و خوشى آن دلبستگى بيابد ، نعمت خدا را انكار كرده و فضل و نعمتهاى خدا را غافل شدهاست ؛ چرا كه خدا او را آزاد از هر بندگى قرار داده و فقط بنده خود نموده ولى او از اين بندگى بهرهاى نمىبرد .
ثروت
امام صادق عليه السلام فرمودهاست : فقيرى نزد پيامبر آمد ، ثروتمندى در آنجا بود لباسش را جمع كرد كه با فقير تماس پيدا نكند . رسول خدا فرمود : چه باعث شد چنين كنى ، ترسيدى از فقر او به تو چيزى برسد يا از غناى تو چيزى عايد او شود ؟ غنى گفت : اى رسول خدا حال كه چنين مىفرمايى نصف اموال من براى او باشد ، پيامبر به فقير گفت : از او قبول مىكنى ؟
فقير گفت : نه ، پرسيد چرا ؟ گفت : مىترسم مانند او شوم .
هامش
( 1 ) - هر آنچه در آسمانها و زمين است مسخر شما قرار داديم و در آن نشانههايى است براى مردم روشن فكر . جاثيه ، 13 .