گرفتن پوست جوى از دهان او ستم كنم ، هرگز اين عمل را انجام ندهم . دنياى شما بسيار سستتر است نزد من از برگ درختى جويده شده در دهان ملخى ، على را با دنياى فانى و لذت بىدوام چكار ؟ پناه مىبرم به خدا از بديهاى اعمال و زشتى لغزشها .
غم ، ارزش دنيا
زيتون كليم ، مردى را در ساحل دريا ديد كه بهخاطر دنيا محزون و غمگين بود ، به وى گفت : اى جوانمرد ، چرا غمگينى ؟ اگر ثروت زيادى داشتى و بر كشتى نشسته بودى و كشتى تو شكسته مىشد و تو مشرف بر قتل مىشدى ، آيا نهايت آرزوى تو ، نجات خودت هرچند به از دست دادن اموالت نبود ؟ گفت : آرى ، زيتون گفت : اگر پادشاه عالم بودى و كسىكه قصد قتل تو را داشت بر تو چيره مىشد ، آيا آرزوى تو نجات از وى هرچند به رفتن حكومتت نبود ؟ گفت : آرى ، زيتون گفت : تو همان ثروتمند و همان پادشاه هستى . آن مرد با اين سخن آرامش يافت .
دنيا
حكيمى گويد : مرگ ، تيرِ در كمان و عمر تو ، فاصلهى تير تا هدف است .
* بليغى گويد : دنيا چون به آدمى روى آورد ، كهنه مىشود ، و چون پشت كند ، اظهار تنفر نمايد ، اگر زياد شود ، از بن فرو مىافتد ، و اگر بر مراد سوار شود بهرو در افتد و اگر خشنود كند ، مضطرب گرداند و اگر حاجت روا كند ، هلاك كند و اگر بنوشاند ، خفه كند و اگر اكرام كند ملامت نمايد و اگر كمك كند ، سست شود و اگر حيله كند ، مخفى شود و اگر مسامحه كند غضب نمايد و اگر سازش كند ضربه زند و اگر وصال يابد ، بنشيند و اگر مبالغه كند ، بيهوده گويد و اگر بيفزايد ، فرار كند و اگر متصل كند ، سود نرساند و اگر بالا برد ، به زمين زند و اگر حيران شود ، محزون كند و اگر بگستراند ، به جان ميزبان افتد .
دنيا و آخرت
يكى از واعظان گويد : فعاليت كنيد براى آخرت خود در اين روزهايى كه چون پرنده در پرواز است . همانا شب و روز در كار تواند تو در آنها كار كن .
سر شيطان
جالينوس گويد : سران شياطين سه چيزند ، ترديد طبيعى ، وسوسههاى عمومى ، ناموس عادى .