و نيز صليب ، بر ناسوت مسيح وارد شد نه بر لاهوت او ، مراد از ناسوت جسم و مراد از لاهوت روح است .
قناعت
بايزيد بسطامى گويد : تمامى اسباب دنيا را جمع كردم و با طناب قناعت بستم و آن را در منجنيق صدق قرار دادم و به درياى يأس انداختم و مشغول استراحت شدم .
* گفته شده : آبرومند كسى است كه قناعت پيشه كند ، و در برابر مردم آبروى خود نبرد . من دست طمع و حرص خود را كوتاه كردم و به بيچارگى گفتم : چشم .
عزيز النفس من لزم القناعة * و لم يكشف لمخلوق قناعه
نقضت يدى من طمعى و حرصى * و قلت لفاقتى سمعا و طاعة
تفسير آيه و لقد زينا
در تفسير آيه
وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ
« 1 » ، بايد گفت :
مراد از شياطين ستاره شناسان هستند كه كلام آنها تيرانداختن در تاريكى است .
شير
نام شير وقتى از پستان دوشيده مىشود ، « صريف » است ، وقتى چربى آن گرفته شد ، « صريح » گويند ، اگر آبى با آن مخلوط نشدهباشد « مخيض » و هرگاه گرم باشد « قارص » و چون غليظ باشد « رائب » و اگر خيلى ترش باشد « حاذر » گويند .
فقر
قيراطى گويد : چه بسيار اديب با هوش و خردمند كه فقير است و چه بسيار نادان كه ثروتمند است ؟ هر دو به تقدير خداى عليم است .
كم من اديب فطن عالم * مستكمل العقل مقل عديم
و كم جهول مكثر ماله * ذلك تقدير العزيز العليم
تغيير اخلاق
گاهى اخلاق انسان بر اثر حوادث روزگار تغيير مىكند . انسان كريم ، بد زبان و خوشرو و عبوس مىشود .
هامش
( 1 ) - ملك ، 5 .