و به عين العقل لو نظروا * لرءاه راحة الكبرى
بيمارى و زندان ، پيرى
بطلميوس گويد : بيمارى زندان بدن و پيرى زندان روح است .
پزشك قانع
ابن ابى صادق پزشكى با اخلاق و حكيم و قانع بود ، پادشاه دورانش او را به خدمت خواند ، وى نپذيرفت و گفت : شايسته خدمت شاه نيست ، شاه مىخواهد كسى را به خدمت بگيرد كه نفع زيادى ندارد .
مناجات
طاوس يمانى گويد : شبى در حجر اسماعيل بودم . امام سجاد عليه السلام وارد شد . با خود گفتم مردى از تبار پيامبر است ، چه خوب كه دعايش را بشنوم . وى در بين دعايش مىگفت :
بندهى خارت در درگاه توست ، گداى تو در درگاه توست ، مسكين تو در درگاه توست !
عبيدك بفنائك ، سائلك بفنائك ، مسكينك بفنائك .
طاوس گويد : هرگز خدا را به اين نخواندم مگر اينكه خداوند مشكلم را حل مىكرد .
مقايسه مرگ و زندگى
يكى از گذشتگان مىگويد : از چيزهايى كه موجب برترى مرگ بر زندگى است اين است كه : مؤمنى نيست كه مرگ براى او بهتر از زندگى نباشد چرا كه اگر محسن باشد خدا مىفرمايد : آنچه نزد خدا است برتر است
وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى لِلَّذِينَ آمَنُوا
« 1 » و اگر گنهكار باشد خدا مىفرمايد : گمان نكن كفار را كه مهلت مىدهيم بر اى آنها نيك است . مهلتشان مىدهيم تا گناهشان بيشتر شود
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ ، إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً . . .
« 2 »
مرگ ، كمال
يكى از فيلسوفان مىگويد : انسان جز به سبب مرگ ، به كمال انسانى نمىرسد .
پاداش مرگ
شاعرى گفته است : خداوند مرگ را پاداش نيك عطا كند ، چه اينكه مرگ از هر مهربانى به
هامش
( 1 ) - شورى ، 36 .
( 2 ) - آل عمران ، 178 .