تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
نخواهى تا خود به ديدار تو آيم . چيزى به من ندهى مگر اينكه خود بخواهم . منصور گفت : ما محبت خود را در دل علماء انداختيم پذيرفتند جز سفيان كه محبت ما را نمىپذيرد .

وطن

ارسطو گويد : ثروت در غربت وطن ، و فقر در وطن ، غريبى است . شاعر اين عبارت را به شعر درآورده‌است .
الفقر فى اوطانه غربة * والمال فى الغربة اوطان

فقر

ابوشمقمق ( برخى او را الرقعمق گويند ) ، سراينده‌ى ظريفى است . وى به‌خاطر فقر مالى كمتر از خانه خارج مىشد . يكى از دوستانش كه وقتى حال او را ديد به او گفت : آسوده باش هركه در دنيا عريان و فقير است در قيامت بهترين لباسها به تن دارد . ابوشمقمق گفت : اگر اين درست باشد من روز قيامت بزاز هستم .

انفاق ، دوست

حكيمى گويد : مال را پس از مرگ به دشمنان بسپارم نيك‌تر مىدانم از اينكه در زمان حياتم به دوستان دست دراز كنم . * نيز گويد : دشمنى كه چون تو را مىبيند از تو چيز مىخواهد ، از دوستى كه چون فقير شدى از او چيزى طلب كنى ، بهتر است * هر وقت دشمن به تو نيازمند شود ، بقاء تو را مىخواهد ولى چون دوست از تو غنى شود ديدار با تو براى وى سخت شود .

همه‌ى دنيا

همه‌ى دنيا پنج چيز است ، نانى كه با آن سير شوى ، آبى كه با آن سيراب گردى ، لباسى كه با آن خود را بپوشانى ، خانه‌اى كه آرامش يا بى و علمى كه آن را به كار بندى .

راز خلقت

چه بسيار توانمندى كه به روزى نرسد ، و چه بسيار ناتوانى كه گويا از خليج دريا بهره‌مند است . اين دليل است بر اينكه خدا در خلق خود ، رازى مخفى و غير قابل كشف دارد .
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 352 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى