تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
بعد از آن بر شترى راكب شد * بهر كارى ز ميان غايب شد قوم چون خوان نوالش خوردند * عزم رحلت ز ديارش كردند دست احسان و كرم بگشادند * بدره زر به عيالش دادند دور ناگشته هنوز از ديده * مهمانان كرم ورزيده آمد آن طرفه عرابى از راه * ديد آن بدره در آن منزلگاه گفت اين چيست زبان بگشودند * صورت حال بر او بنمودند خاست نيزه به كف و بدره بدوش * از پى قوم بر آورد خروش كى سفيهان خطا انديشه * وى لئيمان خساست پيشه
بود مهمانيم از محض كرم * نه چو بيع از پى دينار و درم داده‌ى خويش ز من بستانيد * پس رواحل بره خود رانيد ورنه تا جان بود اندر تنتان * در تن از نيزه كنم روزنتان داده خويش گرفتند و گذشت * و آن عرابى ز قفاشان برگشت
مولوى
تو چه دانى قدر آب ديدگان * عاشق نانى تو چون ناديدگان گر تو اين انبان ز نان خالى كنى * پر ز گوهرهاى اجلالى كنى طفل جان از شير شيطان باز كن * بعد از آنش با ملك انباز كن تا تو تاريك و ملول و تيره‌اى * دان كه با ديو لعين همشيره‌اى

معماى رياضى

دو دوست از فروشنده‌اى كه در پى فروش متاع خود بود عبور كردند . يكى به ديگرى گفت : اگر ثلث پولت را به من دهى با آنچه دارم مىتوانم متاع را بخرم . او نيز گفت : اگر ربع آنچه دارى به من دهى با آنچه دارم جمع مىكنم و متاع را مىخرم ، چقدر پول دارند و قيمت متاع چيست ؟ مخرج ثلث و ربع ضرب و از آن يك عدد كم كنند قيمت متاع بدست مىآيد 11 / 1 - 12 / 4 * 3 . اگر ربع را از حاصل ضرب كم كنى ، باقيمانده پول يكى از آن دو است . 8 / 4 - 12 . و اگر ثلث را از حاصل ضرب كم كنى ، باقيمانده پول ديگرى است . 9 / 3 - 12 .

پند امام على عليه السلام

از آنها نباش كه بدون آنكه عملى براى آخرت انجام داده‌باشند در انتظار روز قيامت باشند
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 285 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى