بعد از آن بر شترى راكب شد * بهر كارى ز ميان غايب شد
قوم چون خوان نوالش خوردند * عزم رحلت ز ديارش كردند
دست احسان و كرم بگشادند * بدره زر به عيالش دادند
دور ناگشته هنوز از ديده * مهمانان كرم ورزيده
آمد آن طرفه عرابى از راه * ديد آن بدره در آن منزلگاه
گفت اين چيست زبان بگشودند * صورت حال بر او بنمودند
خاست نيزه به كف و بدره بدوش * از پى قوم بر آورد خروش
كى سفيهان خطا انديشه * وى لئيمان خساست پيشه
بود مهمانيم از محض كرم * نه چو بيع از پى دينار و درم
دادهى خويش ز من بستانيد * پس رواحل بره خود رانيد
ورنه تا جان بود اندر تنتان * در تن از نيزه كنم روزنتان
داده خويش گرفتند و گذشت * و آن عرابى ز قفاشان برگشت
مولوى
تو چه دانى قدر آب ديدگان * عاشق نانى تو چون ناديدگان
گر تو اين انبان ز نان خالى كنى * پر ز گوهرهاى اجلالى كنى
طفل جان از شير شيطان باز كن * بعد از آنش با ملك انباز كن
تا تو تاريك و ملول و تيرهاى * دان كه با ديو لعين همشيرهاى
معماى رياضى
دو دوست از فروشندهاى كه در پى فروش متاع خود بود عبور كردند . يكى به ديگرى گفت : اگر ثلث پولت را به من دهى با آنچه دارم مىتوانم متاع را بخرم . او نيز گفت : اگر ربع آنچه دارى به من دهى با آنچه دارم جمع مىكنم و متاع را مىخرم ، چقدر پول دارند و قيمت متاع چيست ؟ مخرج ثلث و ربع ضرب و از آن يك عدد كم كنند قيمت متاع بدست مىآيد 11 / 1 - 12 / 4 * 3 .
اگر ربع را از حاصل ضرب كم كنى ، باقيمانده پول يكى از آن دو است . 8 / 4 - 12 .
و اگر ثلث را از حاصل ضرب كم كنى ، باقيمانده پول ديگرى است . 9 / 3 - 12 .
پند امام على عليه السلام
از آنها نباش كه بدون آنكه عملى براى آخرت انجام دادهباشند در انتظار روز قيامت باشند