البته اين تفسير زمانى صحيح است كه آيه را هم با ناسخ ( قبله جديد ) و هم با منسوخ ( قبله قديم ) تطبيق داد .
طبرى در جامع البيان مىگويد : ممكن است مراد از اينكه مىفرمايد : ما تو را بر قبلهاى كه بودى ، كعبه باشد ، چرا كه خاطر پيامبر متمايل به كعبه بود ، بههمين دليل صحيحتر آن است كه پيش از هجرت ، بيتالمقدس قبله بودهاست .
اين نظريه با آنچه كه از طريق روايات ائمه طاهرين عليهم السلام رسيدهاست كه قبله مسلمانان در مكه ، بيتالمقدس بوده تنافى دارد .
البته كلام زمخشرى در كشاف مانند دُر نثار شده بر عروس است و كلام غير او چون رازى ، نيشابورى و بيضاوى خالى از نقص نيست . وى در كشاف مىگويد : جمله
الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها
صفت قبله نيست ، بلكه مفعول دوم جعل است ، يعنى ما قرار نداديم قبله آنچه تو بر آن هستى . قبله پيامبر در مكه به سوى كعبه بود در مدينه بخاطر جلب محبت يهود به سوى بيتالمقدس نماز مىخواند ، حال آيه مىفرمايد : نخواستيم قبله تو ، همان قبلهاى باشد كه در مكه به آن سو بودى ، تا مردم امتحان شوند يعنى قبله همان مكه بوده و هست ، بيتالمقدس امرى عارضى براى امتحان بودهاست .
ابن عباس مىگويد قبله پيامبر در مكه بيتالمقدس بوده وى به شكلى قرار مىگرفتند كه هر دو قبله را رعايت كند . ديگر مفسران بر آنند كه پيامبر در مكه تا تغيير قبله بسوى بيتالمقدس نماز مىخواند .
فخر رازى ، جعل را به معناى شرع و حكم دانستهاست ، يعنى ما چنان قبله را تشريع نكرديم يا تو را مأمور به آن ننموديم ، مگر براى آزمايش . اين اظهار نظر از وى نشان مىدهد كه
الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها ،
صفت قبله نيست بلكه مفعول دوم جعلنا است و اين با قبلى منافات دارد .
روز بهان
اى تو را با هر دلى راز دگر * هر گدا را با درت آزى دگر
صد هزاران پرده دارد عشق دوست * مىكند هر پرده آوازى دگر
*
بيا تا دست از اين عالم بداريم * بيا تا پاى دل از گل برآريم
بيا تا بردبارى پيشه سازيم * بيا تا تخم نيكويى بكاريم