تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩

بين دو گنج

عبداللَّه مبارك بر مردى گذرش افتاد كه بين زباله‌دان و قبرستان نشسته بود . عبداللَّه به او گفت : بين دو گنج از گنجهاى دنيا نشسته‌اى ، گنج اموال و گنج رجال . ناصر خسرو
ناصر خسرو به راهى مىگذشت * مست و لا يعقل نه چون ميخوارگان ديد قبرستان و مبرز رو برو * بانگ بر زد گفت كى نظارگان نعمت دنيا و نعمت خواره بين * اينش نعمت اينش نعمت خوارگان

بوى گناه

ربيع بن خيثم گويد : اگر بوى گناه به مشام كسى مىرسيد ، هرگز كسى نزد كسى نمىنشست .

تلاش براى دنيا

ابوحازم گويد : در شگفتم از كسىكه براى دنيايى كه هر روز بخشى از آنها از آن كوچ مىكند ، كارى كند و براى آخرتى كه هر روز بخشى از آنها بدانجا مىرود ، عملش را ترك مىكند . او مىگفت : اگر از شر آنچه به ما داده شده نجات يابيم ، آنچه كه از ما مىگويند زيانى نمىرساند .

شكر نعمت

مسيح عليه السلام مى گويد : اگر آدمى به‌خاطرگناهش عذاب نشود ، سزاوار است كه به‌خاطر شكر نعمت ، او را نافرمانى نكنند .

فراموشى خطاى ديگران

زمانى كه يعقوب به يوسف رسيد ، به او گفت : اخبار حوادث را بازگو . يوسف گفت : پدر جان ، از آنچه برادرانم با من كردند نپرس ، از آنچه خدا با من كرد بپرس .

پارسايى

هارون به فضيل عياض گفت : چقدر زهد مىورزى ؟ فضيل گفت : تو از من زاهدترى ! چرا كه من در دنياى فانى زهد مىورزم و تو در دنياى باقى كه فنا ندارد زهد ورزيده‌اى .

دنياى جاودان

حكيمى گويد : چيزى ارزنده‌تر از زندگى نيست و زيانى برتر وجود ندارد كه آن چيز گرانبها