بين دو گنج
عبداللَّه مبارك بر مردى گذرش افتاد كه بين زبالهدان و قبرستان نشسته بود . عبداللَّه به او گفت : بين دو گنج از گنجهاى دنيا نشستهاى ، گنج اموال و گنج رجال .
ناصر خسرو
ناصر خسرو به راهى مىگذشت * مست و لا يعقل نه چون ميخوارگان
ديد قبرستان و مبرز رو برو * بانگ بر زد گفت كى نظارگان
نعمت دنيا و نعمت خواره بين * اينش نعمت اينش نعمت خوارگان
بوى گناه
ربيع بن خيثم گويد : اگر بوى گناه به مشام كسى مىرسيد ، هرگز كسى نزد كسى نمىنشست .
تلاش براى دنيا
ابوحازم گويد : در شگفتم از كسىكه براى دنيايى كه هر روز بخشى از آنها از آن كوچ مىكند ، كارى كند و براى آخرتى كه هر روز بخشى از آنها بدانجا مىرود ، عملش را ترك مىكند .
او مىگفت : اگر از شر آنچه به ما داده شده نجات يابيم ، آنچه كه از ما مىگويند زيانى نمىرساند .
شكر نعمت
مسيح عليه السلام مى گويد : اگر آدمى بهخاطرگناهش عذاب نشود ، سزاوار است كه بهخاطر شكر نعمت ، او را نافرمانى نكنند .
فراموشى خطاى ديگران
زمانى كه يعقوب به يوسف رسيد ، به او گفت : اخبار حوادث را بازگو . يوسف گفت : پدر جان ، از آنچه برادرانم با من كردند نپرس ، از آنچه خدا با من كرد بپرس .
پارسايى
هارون به فضيل عياض گفت : چقدر زهد مىورزى ؟ فضيل گفت : تو از من زاهدترى ! چرا كه من در دنياى فانى زهد مىورزم و تو در دنياى باقى كه فنا ندارد زهد ورزيدهاى .
دنياى جاودان
حكيمى گويد : چيزى ارزندهتر از زندگى نيست و زيانى برتر وجود ندارد كه آن چيز گرانبها