ابنخلكان و ابوحنيفه
ابن خلكان در وفيات الاعيان گويد : حماد عجرد انسانى پست فطرت و متهم به كفر بود .
بين او و بين يكى از پيشوايان دين رفاقتى بود ، وقتى رابطه آنان قطع شد ، آن پيشواى دينى از او بدگويى مىكرد . خبر اين بدگوييها كه به گوش حماد رسيد وى نيز براى او نوشت اگر شما مرا بدگويى مىكنيد باكى ندارم چون روزهايى با هم به كارهاى ناپسند و شرب خمر سر مىكرديم و مست و لا يعقل بوديم . ابنخلكان گويد آن پيشواى دينى ابوحنيفه بودهاست .
مداوا
تاريخ الحكماء مىنويسد : شيخ موفق الدين بغدادى گفت : استادم به بيمارى ذات الجنب مبتلا بود و به همان علت از دنيا رفت . گفتم : چرا خود را مداوا نمىكنى ؟ گفت : كبوترى كه بر درخت آشيانه كرده نمىتوانم از لانهاش جدا كنم ، اين تلخى ثمره درختى است كه خود كاشتهام .
لا اذود الطير عن شجر * قد بلوت المر من ثمره
انتظار
پيامبر مىفرمايد : اگر در گرفتارى واقع شوم و اميد نجات داشتهباشم ، دوست داشتنىتر است از اينكه در راحتى باشم و انتظار گرفتارى ببرم .
توبه
همچنين مىفرمايد : هركس گناهى كند و قلباً از آن ناراحت باشد ، هرچند آمرزش نخواهد خدا آن را از او مىبخشد .
تغيير قبله
صاحب كتاب الاكسير ، در تفسير آيه :
. . . وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْها إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَيْهِ . . .
« 1 »
مىنويسد : مراد آيه اين است كه ما تو را به آن جهت دو قبله داديم تا بگوييم پيامبرى كه نام او در تورات آمده و به سوى دو قبله نماز مىخواند ، تو هستى ، تا حجيت تو بر يهود اثبات شود تا متوجه شوند كه در زمان ظهور تو چه كسانى از تو پيروى مىكنند .
هامش
( 1 ) - بقره ، 143 .