تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
اى برون از وهم و از تخييل من * خاك بر فرق من و تمثيل من
اين اشعار را وقت عجيبى نوشتم ، در آن وقت احساس تقرب به خدا مىنمودم ، اى كاش باقى بماند و دوام بيابد تا قلب را از بيمارى شفا بخشد . « 1 »

پر خورى ، انفاق ، قناعت ، صبر و توكل در كلام جالينوس

در جيب جالينوس حكيم كاغذى پيدا شد كه بر آن نوشته بود ، احمق‌ترين انسانها كسى است كه شكم خود را از هرچه بيابد پر كند . هرچه مىخورى براى جسم تو و هرچه صدقه مىدهى براى روح تو ، هرچه بجا مىگذارى از آن غير توست ، احسان كننده زنده است اگر چه بميرد و بدكار مرده است اگر چه بزيد . قناعت فقر را مىپوشاند ، با صبر به مقصود مىرسى و با تدبير ، كم زياد شود ولى از آدميزادگان چيزى نافع‌تر از توكل به خداى متعال نديدم .

آثار عمل

از سخنان عيسى عليه السلام است كه به آسمان نمىرود مگر كسىكه از آن فرود آمده‌است .

سقراط حكيم

سقراط كم غذا بود ، لباس زبر مىپوشيد ، يكى از فيلسوفان زمانش براى وى نوشت : تو كه گمان مىكنى هر صاحب روحى بايد به او ترحم شود چرا به خود ترحم نمىكنى ؟ چرا لباس خشن مىپوشى و غذا كم مىخورى ؟ سقراط در پاسخ نوشت : مرا به لباس زبر ملامت كردى ، انسان چه بسا فريفته زشتى شود و از زيبايى دست بردارد ، نيز به كم خورى ملامت كردى در حالى كه من غذا را براى زندگى مىخواهم و تو زندگى را براى غذا . فليسوف نوشت : علت كم سخن گفتنت چيست حال كه در غذا خوردن بخل مىورزى چرا در سخن گفتن نيز اين چنينى ؟ سقراط نوشت : برهانى ندارم كه آن را ترك كنم ، بهتر است از آنچه به تو مربوط نيست ، نپرسى ؛ با اين حال خدا دو گوش به تو داده و يك زبان ، تا دو برابر آنچه مىگويى بشنوى و هر آنچه مىشنوى نگويى والسلام .

عزت نفس

شيخ طوسى در كتاب تهذيب در آغاز كتاب مكاسب به روايت معتبر از حسن بن محبوب
هامش
( 1 ) - اشعار بالا از مثنوى دفتر دوم است ، نه از شيخ بها ؛ شايد افتادگى در متن موجب اين اشكال شده‌باشد .