غضب و آتش
حكيمى گويد : غضب خدا از آتش شديدتر و رضاى او از بهشت بزرگتر است .
دنيا و من
حكيمى گويد : با دنيا كارى ندارم چرا كه اگر من باقى باشم ، او پايدار نيست و اگر او پايدار باشد ، من پايدار نمىمانم .
ريا و مرگ
بشر حافى گويد : جز انسان رياكار از مردن نمىهراسد و من از مرگ مىترسم .
گمان به خدا
حضرت مسيح عليه السلام مىگويد : هركس گمان مىكند كه خدا در اعطاء روزى او كوتاهى مىكند ، از غضب خدا بترسد .
سؤال از خدا و بنده
حكيمى گويد : نزديكترين حالت بنده به خدا زمانى است كه از او بخواهد ، و نزديكترين حالت انسان به بنده آن است كه از او چيزى نخواهد .
توجه به خدا
يكى از پارسايان مىگويد : من از خدا حيا مىكنم كه مرا در حالى ببيند كه من از وى روگردان شده و او به من رو آوردهاست .
رفو زدن
از بس كه رفو زديم و شد چاك * اين سينه همه به دوختن رفت
گل خودرو
ندانم آن گل خودرو چه رنگ و بو دارد * كه مرغ هر چمنى گفتگوى او دارد
مسيحى
يار به كام ما نشد زين چه گنه رقيب را * نيست نصيب كام دل عاشق بىنصيب را
عمر اگر امان دهد وقت خزان درين چمن * نيم شبى قضا كنم نالهى عندليب را
غمزهى او به هر دلى دردى و دارويى دهد * دست و دلى نمانده در كشور ما طبيب را
وصل تو گر زآسمان نامزد كسى شود * تيزى تيغ غيرتم باز برد نصيب را
حيرتى
به هيچ چيز خدايا مرا مكن قادر * مباد خست پنهان من شود ظاهر