تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

دعا عليه

يكى از فرمانداران بصره از زاهدى درخواست كرد كه او را دعا كند . عابد گفت : بر درگاه تو كسى است كه بر ضرر تو دعا مىكند .

مجلس عابد

حكيمى گفته است اگر خواهى اندازه دنيا را ببينى ، بنگر كه دنيا در دست كيست ؟ هم او مىگويد : بر انسان عاقل سزاست كه مجلس او از سه چيز مصون باشد ، شوخى ، ياد كردن از زن ، حرف از غذا .

خمول

از ابراهيم ادهم پرسيدند : چرا از همنشينى با مردم دورى مىكنى ؟ گفت : اگر با پست‌تر از خود مجالست كنم ، مرا آزار دهد ؛ و اگر با برتر مجالست كنم ، كبر فروشد ؛ و اگر با همتاى خود مجالست كنم ، بر من حسد ورزد . به‌همين علت ، همنشينى را با كسى انتخاب كرده‌ام كه مجالست با او ملال آور نباشد ، وصالش بريده نشود ، و از انس با او وحشتى ايجاد نشود .

دعا

اى يكتا ، اى بىهمتا ، اى تنها ، اى بىنياز ، اى كسىكه نمىزايد و زاده نشده‌است ، اى كسىكه همتايى ندارد ، تو را به حق پيامبرت كه پيامبر رحمت است و عترت او ، از تو مىخواهم كه بر او و آنان درود فرستى و از مشكل من به زودى راه حل نجاتى باز كنى كه تو بر هر كارى توانايى .

نعمت بهشت

در حديث وارد شده‌است كه در بهشت چيزهايى است كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه به ذهن بشرى خطور كرده‌است . گويم
نقص كرمست آنكه قدرش * در حوصله‌ى اميد گنجد
گويند
او را كه دل از عشق مشوش باشد * هر قصه كه گويد همه دلكش باشد تو قصه‌ى عاشقان همى كم شنوى * بشنو بشنو كه قصه شان خوش باشد

عيد

آنچه را كه در روز عيدى به مقتضاى حال گفتم :
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 167 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى