تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
دانش دارند از آن بهره كم مىبرند .

خمول

حكيمى گويد : كسىكه خود را به خلق پوشانده و از خدا در حجاب است ، مانند كسىكه خود رابه خدا پوشانده و از خلق در حجاب است ، نيست .

پيرى و خضاب

به حكيمى گفتند : پير شدى و موهايت سفيد شده با اينكه جوان هستى ، چرا خضاب نمىكنى ؟ گفت : زن بچه مرده را نيازى به آرايشگر نيست .

گناه ، دانش و عمل

نيز گفته شده‌است : آه از ذلت و بيچارگيم اگر مرگم رسد ، اگر امشب سر به بالين مرگ گذارم ، به گناه معترف هستم و ترسان و از آرزوهاى نرسيده ، ترسانم . تنها مىتوانم به خدا توكل كنم نه به دانش و عملم .
آه يا ذلى و يا خجلى * ان يكن منى دنى اجلى لو بذلت الروح مجتهدا * و نفيت النوم على مقلى كنت بالتقصير معترفا * خائفا من خيبة الامل فعلى الرحمن متلكى * لا على علمى و لا عملى

سلام بر فاسق

يكى از ياران اميرالمؤمنين عليه السلام از وى پرسيدند : آيا بر مسلمان اهل گناه سلام كنم ؟ امام فرمود : خدا او را شايسته اعتقاد به توحيد دانسته ، تو او را شايسته سلام نمىدانى ؟
يراه اللَّه للتوحيد اهلا * و لا تراه اهلا للسلام

پرده‌پوشى

همچنين امام فرموده‌اند : وقتى كه خودت مرتكب كارهاى رسوا كننده‌اى مىشوى ، از كسى چيزى آشكار ننما .

آرزو

همان علت كه موجب شده عاجز به آرزويش برسد ، همان بين شخص قادر و خواسته‌اش فاصله مىاندازد .

گناه بزرگ و كوچك

و همچنين فرمود : هرگاه گناهى را بزرگ دانستى ، حق خدا را بزرگ شمرده‌اى ، و چون