مىكند و حجت مىطلبد ؛ و تا سه روز به نزد وى مىرود ، ولى حجتى نمىيابد ! سرانجام به نزد « ابو جعفر عمرى » مىرود ؛ و او را شيخى متواضع ، با روپوشى سفيد ، و در حالى كه روى قطعه نمدى نشسته ، و در خانهاى كوچك ، با ظاهرى بسيار ساده ، بدون آنچه از غلامان و اسبان و غير آن ، نزد آن دو تن ديده بود ، مشاهده مىكند . سلام كرده و نزد او مىنشيند و جريان خود را باز مىگويد . « ابو جعفر » وى را به سامرّا مىفرستد . در آنجا به واسطه يكى از وكلا و دستياران سفير موفق مىشود توقيع ناحيه مقدّسه را ، كه در آن ، خصوصيات دقيق وى و اموال موجود در نزد وى ذكر شده بود ، زيارت كند ! سپس به امر ناحيه مقدّسه ، همه آن اموال را مجددا به بغداد بازگردانده و به همراه « ابو جعفر عمرى » ، به « محمد بن احمد بن جعفر قطان قمى » يكى از وكلاى برجسته ناحيه تحويل مىدهد ؛ و به « دينور » و « قرميسين » بازگشته و بشارت ملاقات با سفير و خروج توقيع در شأنش را به مردم آن نواحى مىدهد . 1119712 خ 0 26 خ
اين روايت ، به خوبى حكايت از آن دارد كه مجهّز بودن سفراى راستين ناحيه مقدّسه به ابزارها و حجتهاى لازم معنوى ، راه را بر هر دعوى باطلى مسدود مىنمود ؛ و جز برخى افراد سادهدل و منحرف و فريب خورده ، كسى جذب جريانات انحرافى نيابت نمىشد .
درباره « اسحاق احمر » و « باقطانى » اطلاعات بيشترى در تاريخ نيامده ، جز آنكه در ميان سران شيعه كه در لحظات آخر عمر سفير دوم ، بر بالين وى حاضر بودند ، نام شخصى به نام « ابو عبد الله باقطانى » به چشم مىخورد 2119712 خ 0 27 خ كه بعيد نيست همين مدعى نيابت بوده باشد ؛ كه به احتمال ، موفق به توبه شده است ! وى احتمالا با برخى وزراى بنى عباس نيز ارتباطى نزديك داشته ؛ چرا كه در روايتى آمده كه : زمانى خليفه زيارت مقابر قريش ( قبر كاظمين عليهما السّلام ) و حاير حسينى را منع كرد ، و دستور دستگيرى زايران آنها را صادر نمود ! و وزير ، از طريق « باقطانى » ، جمعى از شيعيان ، ( يعنى بنى الفرات و برسيين ) را از اين امر آگاه ساخت ! 3119712 خ 0 28 خ
9 . 8 . ابو محمد حسن شريعى
بنا به نقل شيخ طوسى ، وى اولين كسى است كه در عصر غيبت صغرا ، مدعى مقامى شد