تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
يافته و تا آخرين لحظه حيات خويش ، از سوى امام هادى عليه السّلام و سپس امام عسكرى عليه السّلام مستمرّى دريافت مىداشته است ! « حسين بن محمد اشعرى » گويد : « همواره دستور ابو محمد ( امام عسكرى عليه السّلام ) مبنى بر پرداخت مستمرى به جنيد ، قاتل فارس بن حاتم ، و به ابو الحسن و شخصى ديگر صادر مىشد ؛ وقتى امام عسكرى عليه السّلام رحلت نمود ، دستور العملى از سوى صاحب الامر عليه السّلام براى پرداخت مستمرّى به ابو الحسن و رفيقش صادر شد ، ولى درباره جنيد دستورى نرسيد ! از اين‌رو غمناك و نگران شدم ؛ ولى طولى نكشيد كه خبر وفات جنيد به گوشم رسيد ! » 0098712 خ 0 29 خ مصادر موجود گفته‌اند كه فارس در زمان حيات جناب « سيد محمد » ، فرزند امام هادى عليه السّلام ، كه جوانى بسيار مهذّب و آراسته و مورد علاقه پدر و شيعيان بود ، كشته شده است . 1098712 خ 0 30 خ البته با هلاكت « فارس بن حاتم » ، فتنه وى به‌طوركلى خاموش نگشت . طرفداران او در زمان حيات « فارس » ، به همراه وى ، خود را به جناب « سيد محمد » نزديك ساخته بودند ، و حتى « فارس » خود را جزو وابستگان و ملازمان آن جناب نموده بود . آنان پس از شهادت امام هادى عليه السّلام ، اين فكر را مطرح نمودند كه جناب « سيد محمد » ، كه به زعم آنان قبلا توسط پدر به جانشينى انتخاب شده بود ، برادر كوچك خود ، « جعفر » ، را به جانشينى برگزيده ، و بنابراين ، اكنون امام واقعى ، « جعفر » است نه امام عسكرى عليه السّلام ! آنان ادعا مىكردند كه جناب « سيد محمد » در زمان نصب به جانشينى ، ودايع امامت را از پدر دريافت داشته بود ؛ و سپس در بستر وفات ، آن را به خدمت‌كار خود ، « نفيس » سپرده بود كه به برادرش ، « جعفر » ، برساند ! البته كسانى هم بودند كه ادعا مىكردند امام هادى عليه السّلام خود ، جعفر را به جانشينى برگزيده است ! بايد توجه داشت كه در مسأله « فارس بن حاتم » ، « جعفر » بر خلاف پدر و برادر ، از « فارس » جانب‌دارى مىكرد ! و اين امر ، بدون ترديد در گرايش طرفداران « فارس » به او نقش اساسى داشته است . بدين‌ترتيب « جعفر » در روزگار امامت حضرت عسكرى عليه السّلام گروهى كوچك ، عمدتا از طرفداران « فارس بن حاتم » ، را به دور خود جمع كرده بود ! اين گروه ، هرچند كوچك بودند ، اما بسيار فعّال و پر سر و صدا و در مخالفت خود با امام عسكرى عليه السّلام و شيعيان آن حضرت ، بىادب و بىپروا بودند ! آنان در مورد علم حضرت عسكرى عليه السّلام به احكام شريعت ، سخنان نادرست مىگفتند و هواداران آن امام را بىشرمانه ، « حماريّه »