حضرت مشغول به كار بودند ؛ ولى پس از شهادت آن جناب با انكار اين امر ، مدّعى مهدويت امام كاظم عليه السّلام شده و گفتند كه آن حضرت نمرده و زنده است ، و روزى ظهور خواهد نمود ، و قائم آل محمد صلّى اللّه عليه و إله هم او است . آنان به اين ترتيب ، امامت امام رضا عليه السّلام را منكر شدند و گروهى از شيعيان و حتى برخى از اصحاب مبرّز و برجسته امام كاظم عليه السّلام را به سوى خود جذب كردند ! گرچه پس از مدتى ، با ظهور شواهد صدق امامت امام هشتم ، بسيارى از پيروان مذهب وقف دست از اين عقيده برداشتند ؛ ولى سران اين مذهب ، غالبا تا لحظه مرگ بر رويّه منحرفانه خود اصرار ورزيدند !
اگر درباره برخى پيروان اين مذهب بتوانيم معتقد شويم كه واقعا اعتقاد به قائميت امام كاظم عليه السّلام داشتند و منشأ گرايش آنان به مذهب وقف ، ديدگاه باطل فكرى بود ، 6688712 خ 0 1 خ ولى با توجه به قرائن موجود ، در مورد سران اين مذهب نمىتوان چنين عقيدهاى داشت . و آن سان كه در برخى روايات نيز تصريح شده ، طمع در اموال كلانى كه در دست آنان در نتيجه وكالت امام كاظم عليه السّلام جمع شده بود ، سبب گرديد تا براى تصرّف در اين اموال ، بدين روش روى آورند ! 7688712 خ 0 2 خ
بنا بر برخى روايات ، امام كاظم عليه السّلام از اينكه پس از شهادتش ، عدّهاى از اصحاب نزديكش امامت فرزندش را منكر خواهند شد مطلع بود ، و گاه از اين امر خبر مىداد ! بنا بر بعضى روايات ، آن جناب روزى به « على بن ابى حمزه » رو كرده و فرمود : « يا على ! انت و اصحابك اشباه الحمير » 8688712 خ 0 3 خ شايد به همين سبب بود ، امام كاظم عليه السّلام بر معرفى فرزندش امام رضا عليه السّلام به اينان به عنوان امام پس از خود ، تأكيد زيادى داشت . 0788712 خ 0 4 خ
در اينجا ممكن است چنين سؤالى به ذهن ما خطور كند كه : اگر امام كاظم عليه السّلام نسبت به انحراف اين گروه در آينده علم داشت ، چرا اقدام به عزل آنان از وكالت و سپس طردشان ننمود ؟ ! در پاسخ به اين سؤال ، نكاتى را مىبايست ملحوظ داشت :
اولا ، سيره معصومان عليهم السّلام از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله تا خاتم الاوصياء عليه السّلام ، بر اين قرار گرفته بود كه تا وقتى خطا و گناه و انحراف از كسى بروز نكرده ، صرفا به سبب علم الهى خود ، مبنى بر انحراف فرد در آينده ، وى را مورد توبيخ ، طرد يا مجازات قرار نمىدادند ؛ و تنها زمانى اقدام به اين امور مىكردند كه عمل خطايى از فرد سر مىزد . تبيين كامل اين مسأله با تكيه بر شواهد تاريخى ، فرصتى غير از اين را مىطلبد ؛ ولى به عنوان بارزترين نمونه ، به مورد امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام و ابن ملجم مىتوان اشاره نمود .
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 644
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٦٤٤