فصل هشتم بررسى موارد انحراف و خيانت در سازمان وكالت
امامان شيعه عليهم السّلام در تعيين و نصب وكلا ، شرايطى را كه قبلا ذكر شد ( به خصوص وثاقت و عدالت ) در نظر مىگرفتند و با عنايت به آنها اقدام به تعيين و معرفى وكلاى خود مىنمودند . بااينهمه ، چنانكه لازمه طبع زلّتپذير بشرى است ، برخى از اين وكلا ، در صحنه امتحانات الهى شكست خورده و ره خيانت و انحراف پيشه ساختند . برخى از آنان گاه آنچنان بر انحراف و فساد خود اصرار مىورزيدند كه مشمول لعن و نفرين أئمه بزرگوار عليهم السّلام مىگرديدند و يا حتى در مواردى به نفرين يا دستور آنان به هلاكت مىرسيدند ! معرفى اينگونه وكلا و آغاز و انجام كارشان ، بسيار درسآموز مىتواند بود .
كمترين ثمره اين بررسى آن است كه سوابق نيك افراد را به تنهايى دليل بر حقانيت مسيرشان قلمداد نكنيم !
شبههاى كه ممكن است در مورد انحرافات وكلاى ائمه عليهم السّلام به ذهن خطور كند اين است كه با وجود علم ائمه عليهم السّلام به بواطن و آينده افراد ، چرا به تعيين و نصب اينگونه افراد به عنوان نمايندگان خود ، اقدام مىكردند ؟ ! در پاسخ به اين شبهه چند نكته قابل طرح است .
1 . امامان شيعه عليهم السّلام ، همچون پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم مأمور به عمل بر طبق ظاهر بوده و جز در مواقع ضرورت از علم الهى خويش بهره نمىجستند .
2 . هرگونه اقدامى بر عليه كسانى كه هنوز منحرف نشده ، و در آينده بنا بود منحرف شوند از مصاديق قصاص قبل از جنايت بود .
3 . در مواردى برخورد با كسانى كه عهدهدار منصب وكالت بودند و در علم امام عليه السّلام معلوم بود كه در آينده منحرف خواهند شد ، صدماتى بزرگتر را براى امام و شيعيان به دنبال داشت ؛ چرا كه خوف افشاگرى از سوى اين منحرفان مىرفت .
4 . با توجه به نقش تمهيدى جريان وكالت براى عصر غيبت ، بروز انحراف در برخى كارگزاران و نمايندگان ائمه عليهم السّلام ، موجب آشنايى شيعه با اين امر در عصر غيبت مىشد و