سعد بن عبد الله گويد : « حسن بن نضر » پس از اين جريان ، آماده بازگشت شد ؛ و در ماه رمضان درگذشت و در همان دو قطعه پارچه تكفين شد ! 1068712 خ 0 598 خ
اين روايت ، به خوبى حكايت از وكالت « حسن بن نضر » و « ابو صدام » دارد ؛ و به نظر مىرسد كه وى در قم جايگاهى ويژه داشته ، به نحوى كه شك و ترديد او در امر امامت و نيابت در اوايل عصر غيبت صغرا ، مىتوانست تأثيرات نامطلوبى بر روى ديگر شيعيان قم داشته باشد ! ازاينرو ، همانگونه كه از دقت در اين نقل استفاده مىشود ، وكلاى بغداد و از جمله « احمد بن اسحاق قمى » در يك برنامه حساب شده ، با آوردن اموال فراوان به منزل او ، زمينه تحويل آنها توسط او به ناحيه مقدّسه ، و رفع هرگونه شك و ترديد از وى را فراهم مىآورند .
از روايت ديگرى كه كشّى درباره « ابو حامد مراغى » نقل كرده ، نيز چنين به دست مىآيد كه « حسن بن نضر قمى » با وكيل مبرّز امام عسكرى عليه السّلام و ناحيه مقدّسه ، يعنى « محمد بن احمد بن جعفر قمى عطّار » ( سابق الذكر ) در ارتباط بوده است . بنابراين روايت ، « حسن بن نضر » توقيعى را كه درباره « ابو حامد » از سوى ناحيه مقدّسه صادر شده بود و متضمّن برخى دستور العملها براى وكلاى نواحى شرقى مثل كابل و غير آن بود ، استنساخ كرده و براى فردى ارسال مىدارد ! 2068712 خ 0 599 خ از اينرو بعيد نيست كه وى نقش دستيار براى « محمد بن احمد بن جعفر » را داشته است .
شيخ صدوق ضمن روايتى كه در آن به معرفى وكلا و غير وكلايى كه موفق به رؤيت حضرت مهدى عليه السّلام و وقوف بر معجزات آن حضرت شدند پرداخته ، نام « حسن بن نضر » را به عنوان فردى از غير وكلا از اهل قم ياد كرده كه توفيق رؤيت حضرت مهدى عليه السّلام و درك معجزاتش نصيب او شده است ! 3068712 خ 0 600 خ بعيد نيست كه مراد شيخ صدوق در اينجا ، همان روايت مذكور از كلينى باشد ؛ ولى از اين روايت ، وكالت « حسن بن نضر » را استنباط نكرده باشد ! اما همانگونه كه از روايت ياد شده به خوبى پيدا است ، در ابتداى روايت ، تصريح شده كه « حسن بن نضر » و « ابو صدام » نسبت به اموال موجود در دست وكلا دچار ترديد شدند ! و اين دغدغه را كسى دارد كه خود وكيل باشد . علاوه بر آنكه ، تحويل اموال توسط ساير وكلا ، به خصوص « احمد بن اسحاق » ، به وى در بغداد نيز از ديگر قراين دالّ بر وكالت « حسن بن نضر » است . ديگر سخن آنكه ، با توجه به اينكه شيخ
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 570
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٥٧٠