تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
امامين عسكريين عليهما السّلام از عمرى را ذكر مىنمايد ) و اكنون تو كسى هستى كه ترديدى در صدق سخنت نيست . تو را به حق خداوند و آن دو امامى كه تو را توثيق كردند قسم ، آيا فرزند ابى محمد ( امام عسكرى عليه السّلام ) را كه صاحب الزمان عليه السّلام است ، پس أبو عمرو گريست و گفت : به شرط آن‌كه تا من زنده‌ام به كسى اين سخن را بازگو نكنى ! آرى ، من او را ديده‌ام ؛ و گردنى اين چنين داشت » . ( و مرادش آن بود كه گردن او همچون افراد رشيد و بالغ بود ) . « عبد الله بن جعفر » در ادامه ، درباره اسم امام عصر عليه السّلام ، از ابو عمرو سؤال مىكند و او در پاسخ مىگويد : « شما از دانستن و گفتن اسم او منع شده‌ايد » . 7458712 خ 0 546 خ ممكن است كسى مدعى شود كه : چه بسا مراد از اين « احمد بن اسحاق » ، « احمد بن اسحاق » رازى باشد و نه قمّى ! چرا كه شيخ طوسى شخصى با نام « احمد بن اسحاق » و با لقب « رازى » را جزو اصحاب امام هادى عليه السّلام بر شمرده است ؛ 8458712 خ 0 547 خ و چه بسا « احمد بن اسحاق رازى » كه تاريخ وفاتش معلوم نيست ، تا عصر غيبت در قيد حيات بوده باشد ! در پاسخ اين سخن بايستى گفت : روايت ياد شده قطعا مربوط به « احمد بن اسحاق قمى » است ؛ چرا كه گرچه در اين روايت نام « احمد بن اسحاق » بدون هيچ لقبى ذكر شده ، ولى در ضمن روايت ، « عبد الله بن جعفر حميرى » اشاره به نقل سابق الذكر از « احمد بن اسحاق » دارد كه حاكى از ملاقاتش با عسكريين عليهما السّلام و تمجيد و معرفى « ابو عمرو عثمان بن سعيد » توسط آن‌دو امام است ؛ و در اين روايت ، همان‌گونه كه گذشت ، تصريح به لقب « قمى » براى « احمد بن اسحاق » آمده است از اين‌جا معلوم مىگردد كه « احمد بن اسحاق » در اين روايت اخير ، همان « احمد بن اسحاق قمى » است ؛ و اين روايت ، به خوبى بر بقاى « احمد بن اسحاق قمى » تا اوايل عصر غيبت صغرا دلالت دارد . روايت ديگر كه آن نيز قرينه بر بقاى « احمد بن اسحاق قمى » تا اوايل عصر غيبت است ، روايت كلينى از « سعد بن عبد الله اشعرى » است ، مبنى بر اين‌كه پس از شهادت امام عسكرى عليه السّلام ، برخى از وكلا همچون : « حسن بن نضر » و « أبا صدام » و غير آنها نسبت به اموالى شرعى كه در دست ايشان باقى مانده بود دچار بلاتكليفى شده بودند ! از اين رو ، « حسن بن نضر » تصميم مىگيرد تا ضمن انجام سفر حج ، در عراق درباره اين امر تحقيق كند . وى پس از ورود به بغداد ، خانه‌اى كرايه كرده و در آن‌جا ساكن مىشود و رفته رفته وكلاى مقيم بغداد كه يكى از آنان « احمد بن اسحاق » بوده ، در يك برنامه حساب