تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
معلوم شد كه او صاحب مال است . پس از اخذ هميان ، وى پاداشى معادل هفتاد دينار به فرد يابنده داد . هنگامى كه آن شيعه به همراه هفتاد دينار به حضور امام صادق عليه السّلام رسيد ، آن جناب سى دينار نيز از جانب خود داد و فرمود : « اين سى دينار ، و هفتاد دينار نيز از صاحب هميان گرفتى ! و بدان كه هفتاد دينار حلال از هفتصد دينار حرام بهتر است ! » 5046712 خ 0 69 خ اموال امامان شيعه عليهم السّلام در موارد متعددى گره‌گشاى مشكل افراد بدهكار شيعه بود ، براى نمونه ، فردى ملقّب به « غفارى » به كسى به نام « طيس » مديون بود و از جانب طلب‌كار نيز زير فشار قرار داشت . مردم نيز از طلب‌كار حمايت مىكردند . وى در منطقه « عريض » در نزديكى مدينه ، به حضور امام صادق عليه السّلام تشرّف يافت و با شرم و حيا مشكل خود را بازگفت . امام عليه السّلام به وى فرمود بنشين تا بازگردم . پس از نماز مغرب ، امام عليه السّلام بازگشت در حالىكه اطراف آن جناب را افراد نيازمند فراگرفته بودند ، و حضرت نيز به آنان تصدّق و انفاق مىفرمود . پس از متفرق شدن آن جمع ، امام عليه السّلام « غفارى » را به درون خانه برده و او را اطعام نمود ، سپس فرمود : بالش را بلند كن و آنچه را زير آن است ، بردار . او نيز پس از برداشتن دينارهايى كه زير بالش قرار داشت به منزلش مراجعت نمود و در زير نور چراغ شروع به شمردن آنها كرد . دينارها جمعا 48 دينار بود ؛ در حالىكه بدهى وى 28 دينار بيشتر نبود ! در ميان دينارها يك دينار برّاق نظر وى را جلب كرد . هنگامى كه آن را نزديك آورد ، مشاهده كرد كه روى آن نوشته : « حق مرد طلبكار 28 دينار است و مابقى از آن تو است ! » اين در حالى بود كه خود غفارى نيز از ميزان دقيق بدهىاش مطلع نبود ! 6046712 خ 0 70 خ امام جواد عليه السّلام نيز در يك مورد ، دينارهايى را بين برخى از شيعيان كه اموالشان به وسيله دزدان غارت شده بود ، تقسيم نمود ؛ و ميزان دينارها دقيقا به‌قدر اموال به غارت رفته بود ! 7046712 خ 0 71 خ سماحت و بزرگوارى ائمه معصومين عليهم السّلام در برابر درخواست كمك افراد نيازمند ، آن‌چنان بود كه حتى با وجود علم به كذب ادعاى نياز نيز دست رد به سينه فرد درخواست كننده نمىزدند ! روايت كلينى حاكى از آن است كه يكى از بنى عباس بر سر راه امام عسكرى عليه السّلام نشسته و اظهار نياز نمود و قسم ياد كرد كه نه درهمى را مالك است و نه غذا و طعامى را كه در صبح و شام رفع گرسنگى كند . آن جناب در پاسخ اين