وكيل مقيم در آنجا ، و ابلاغ سلام سفير ، مقدارى پول و وسايل تجهيز و تكفين وكيل در گذشته اين ناحيه ، يعنى « محمد بن عبد اللّه حائرى » را به وى تقديم دارد . 5006712 خ 0 297 خ همانگونه كه متذكر شديم ، اين رويّه به وفور توسط سفرا و وكلاى ديگر اعمال مىشده است . و شايد وجود ضريب امنيتى بيشتر در اين روش از علل وفور اتخاذ چنين شيوهاى در اين عصر بوده باشد .
4 . 4 . 4 . ارتباط با روشهاى خارق عادت
برخى از ارتباطات امامان شيعه عليهم السّلام با بابها يا وكلايشان ، به وسيلهى طرق خارق عادت بود كه البته موارد كمترى نسبت به سه مورد پيشين را شامل مىشود . و البته مىدانيم كه بهرهگيرى ائمه عليهم السّلام از اين طريق و اظهار معجزات ، به هدف تثبيت حقانيت و صدق دعوى امامتشان بوده است . در عصر غيبت صغرا از آنجا كه سفير و باب حضرت مهدى عليه السّلام تنها واسطه بين او و شيعيان بود ، و اثبات حقانيت دعوى سفير ، ملازم با ايمان افراد به امام دوازدهم عليه السّلام بود ، لذا گاهى ، برخى معجزات به دست سفرا آشكار مىشد .
يكى از نمونههاى قابل ذكر درباره اعجاز ائمه عليهم السّلام ، جريان طىّ الارض امام عسكرى عليه السّلام به « جرجان » و ديدار با شيعيان اين ناحيه است ؛ بنابه نقل راوندى ، « جعفر بن شريف جرجانى » در سفر حجّ خود ، ضمن ديدار با امام عسكرى عليه السّلام در سرّمن راى و تحويل اموال و وجوه شرعى شيعيان جرجان ، سلام شيعيان را به حضرت ابلاغ نمود ؛ امام عليه السّلام نيز وعده فرمود كه پس از 170 روز ، يعنى در روز جمعه سوم ربيع الثانى كه وى از حج به ديارش بازگشته است ، در انتهاى روز به جرجان آمده و با شيعيان ديدار خواهد نمود ! در روز موعود ، پس از اقامه نماز ظهر و عصر ، شيعيان همگى در خانهى « جعفر بن شريف » تجمّع كردند و چيزى نگذشت كه امام عليه السّلام وارد شد و ابتدا به سلام بر جمع حاضر نمود و از سوى آنان مورد استقبال گرمى واقع شد و همگى به دستبوسى آن جناب شتافتند ؛ سپس امام عليه السّلام آمادگى خود براى پاسخ به سئوالات و نيازهاى آنان را اعلام داشت . اوّلين كسى كه عرض حاجت نمود « نضر بن جابر » بود كه براى شفاى چشمان فرزندش « جابر » دعاى حضرت را طلب نمود ؛ امام عليه السّلام نيز با مسح چشمان فرزند نضر با دستان شريفش ، بينايى را به او بازگرداند ، و در پى او ديگران يكى پس از