را با نظم و سامانمندى به پيش برند ، بدون آنكه دستگاه خلافت عباسى موفق به كوچكترين نفوذى در سازمان شود .
امامان شيعه عليهم السّلام و اعضاى سازمان در بهرهگيرى از اصل نهانكارى و تقيّه ، بسته به شرايط ، اسلوبهاى مختلفى را اعمال مىكردند كه عبارتند از : سوق دادن فعاليت سازمان به سمت متمركز شدن در افرادى محدود همچون وكلاى ارشد و يا بابها ، عدم تماس مستقيم رهبرى با اعضاى سازمان ، استفاده از ابزار ارتباطى مطمئن همچون مراسم حج ، منع موقت وكلا از هرگونه فعّاليت مرتبط با كار سازمان تا زمان رفع خطر ، بهرهگيرى از افراد ناشناس و غير مرتبط به سازمان براى ايجاد ارتباط با مركز ، در حالى كه خود فرستاده و پيك نيز از ماهيت مأموريتش با اطلاع نبود ، و موارد ديگر . همه اين اسلوبها داراى نمونهها و شواهدى در تاريخ حيات سازمان وكالت است كه به تدريج به آنها اشاره خواهد شد .
اهتمام و تأكيد امامان شيعه عليهم السّلام بر رعايت اصل نهانكارى و تقيّه آنچنان بود كه تاركان اين اصل را گاه مورد نكوهش شديد قرار مىدادند و خطر شيعه افشاگر و تارك كتمان را از خطر دشمنان آشكار شيعه كمتر نمىدانستند . در اين باره مىتوان « معلّى بن خنيس » را مثال زد كه به عنوان دستيار و وكيل امام صادق عليه السّلام در مدينه و اطراف آن مشغول فعاليت بود و سرانجام به همين اتهام مورد سوءظن عمّال حاكميت عباسى واقع شد و توسط « داوود بن على » رئيس شرطه وقت ، دستگير و ناجوانمردانه به شهادت رسيد . 1395712 خ 0 224 خ وى به هنگام بازجويى ، در برابر خواسته مأموران حكومتى مبنى بر افشاى اسامى همفكران خود و اصحاب و ياران امام صادق عليه السّلام مقاومت خوبى به خرج داد و در مقابل تهديد به مرگ از سوى « داود بن على » ، اعلام داشت كه : « مرا به مرگ تهديد مىكنى ، به خدا قسم اگر آنان در زير پايم قرار داشته باشند پايم را برنمىدارم تا به آنان دست بيابى ! » ؛ داود بن على ، كه هميارى معلّى با حضرت برايش محرز و از افشاگرى وى نيز نااميد شده بود ، اقدام به قتل او نمود . 2395712 خ 0 225 خ شايد بتوان معلّى بن خنيس را « اوّلين شهيد سازمان وكالت » قلمداد نمود . با وجود اين نحوه مقاومت معلّى در لحظات آخر حيات ، بنا به شهادت برخى روايات ، علت اصلى دستگيرى و قتل وى ، اهمال نسبى او نسبت به مراعات اصل كتمان و نهانكارى و تقيه بوده است . در برخى از روايات ، امام صادق عليه السّلام
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٢٢٩