در ابتداى شكلگيرى سازمان وكالت ، يعنى در عصر امام صادق عليه السّلام ، منصور عباسى نسبت به فعاليتهاى مخفى امام صادق عليه السّلام در جمعآورى اموال و وجوه شرعى و تماسهاى مشكوك با شيعيان مناطق دوردستى همچون خراسان ظنين شد . از اين رو جاسوسى را به اين عنوان كه شيعهاى است از خراسان و به قصد تحويل اموال اهدايى شيعيان به مدينه آمده ، به نزد امام صادق عليه السّلام و برخى از رهبران نهضت علويّين فرستاد .
اين جاسوس مأمور بود كه پس از تحويل اموال ، دستخطّى نيز به عنوان رسيد از آنان بگيرد و به نزد منصور ببرد تا مستمسكى براى اقدامات ايذايى منصور عليه علويّين باشد . جاسوس مزبور نزد برخى از رهبران علويّين همچون « عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام » و غير او رفت و رسيدهايى نيز دريافت كرد ؛ ولى هنگامى كه در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به نزد امام صادق عليه السّلام آمد تا همان برنامه را اجرا كند ، قبل از هرگونه سخنى ، امام عليه السّلام رو به وى كرده و فرمود : « اى فلانى ، از خدا بترس و اهلبيت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را فريب مده و به صاحبت بگو كه اينان قريب العهد به دولت بنى مروان و تماما محتاج و نيازمندند ! » جاسوس مزبور گويد : عرض كردم : مرادتان چيست ؟ فرمود :
نزديك بيا . وقتى به نزد حضرت رفتم ، از تمامى آنچه بين من و منصور گذشته بود خبر داد ، آنچنان كه گويا در جمع ما حضور داشته است ! 1885712 خ 0 174 خ بدينترتيب ، بهرهگيرى حضرت از علم امامت ، موجب حفظ آن جناب به عنوان رهبر تشكيلات وكالت در برابر دسايس خليفه عباسى گرديد . در موردى ديگر ، وقتى « داود بن على » وكيل امام صادق عليه السّلام در مدينه ، يعنى « معلّى بن خنيس » را به شهادت رساند ، امام با موضعگيرى شديد و قاطع در برابر وى ، او را مورد مؤاخذه قرار داد و سرانجام داود بن على با نفرين امام عليه السّلام به هلاكت رسيد و خطر جدّى ديگرى از وكلا و اصحاب آن حضرت دفع شد . 2885712 خ 0 175 خ
اطلاع ائمه عليهم السّلام از امور پنهان و غيبى ، همچون دسايس و توطئههاى دشمنان عليه پيروان امامان عليهم السّلام ، در موارد متعدد موجب خنثىسازى توطئهها بود ؛ براى نمونه ، « على بن يقطين » كه طبق شواهدى ، منصب وكالت امام كاظم عليه السّلام را نيز عهدهدار بود و هر از چند گاهى ، اموال و وجوه شرعى را به نزد امام عليه السّلام ارسال مىنمود و از سويى ، عامل نفوذى محكمى در دربار خليفه عباسى نيز بود ؛ به سبب سعايت و خبرچينى يك غلام ، مورد سوءظن « هارون عباسى » واقع شد . از اين رو هارون در دو نوبت سعى كرد كه
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٢١٧