تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
اين همان سفرى بود كه در نقل قبلى بدان اشاره شد كه مخارجش از سوى ناحيه مقدّسه تأمين شد و علاوه بر آن ، پارچه كفنى نيز براى وى ارسال شد ، و بدين‌وسيله پايان عمر وى به او ابلاغ گرديد . او در بازگشت از اين سفر در حلوان درگذشت و در همان پارچه كفن شد . 8785712 خ 0 171 خ « حسن بن نضر قمى » كه از ديگر وكلاى اين عصر بود نيز از كسانى بود كه كفنش را از امام دوازدهم عليه السّلام دريافت كرد . در ملاقات وى با حضرت ، آن جناب دو پارچه به وى اهدا نموده و فرمود : اينها را بگير كه بدان نياز پيدا خواهى كرد ؛ و چيزى نگذشت كه وى در ماه رمضان درگذشت و در همان دو پارچه كفن شد . 9785712 خ 0 172 خ عنايت ناحيه مقدّسه به وكلا گاه تا آن حد بود كه كفن و مخارج تجهيز آنها را از شهرى به شهر ديگر كه محل اقامت وكيل بود ، توسط فرستاده‌هايى ارسال مىكردند . جريان « حائرى » از اين مقوله است . بنابه نقل صدوق و راوندى ، « ابو جعفر عمرى » سفير دوم ، يكى از دستيارانش به نام « جعفر بن محمد بن متّيل » را مأمور تحويل مقدارى پول و پارچه نشان‌دار به وكيل وقف در واسط ، يعنى « حسن بن محمد بن قطاة صيدلانى » نمود . وى نيز ضمن سفر به واسط و ملاقات با وكيل مزبور متوجه شد كه « محمد بن عبد اللّه حائرى » درگذشته و « حسن بن محمد بن قطاة » در صدد تهيه كفن براى او است . هنگامى كه پارچه ارسالى را گشودند تمامى لوازم كفن و دفن از كافور و كفن و كرايه حمّال‌ها و اجرت دفن در آن بود . پس از تشييع و دفن حائرى ، فرستاده سفير به بغداد بازگشت . 0885712 خ 0 173 خ ارسال كفن و لوازم دفن از سوى سفير و به واسطه يكى از وكلا ، براى وكيل وقف در واسط به جهت درگذشت « حائرى » ، مىتواند احتمال وكالت وى را تقويت كند . علاوه بر آن‌كه نفس خروج وكيل وقف در واسط براى تهيه وسايل كفن و دفن وى ، و عنايت ناحيه مقدّسه به رفع دغدغه و نگرانى وكيل با ارسال اين لوازم ، مىتواند از نشانه‌هاى تأييدات مالى وكلا توسط امام عليه السّلام باشد . از مجموع آنچه گذشت مىتوان نكات زير را استنتاج نمود . 1 . وكلاى ائمه عليهم السّلام كه دست‌پرورده و مورد اعتماد آنها بودند ، نهايت دقت و احتياط را در اخذ و تحويل اموال و وجوه شرعى به خرج مىدادند . آنان حتى در صورت اشتباه در شمارش اموال يا فقدان آنها ، خود متحمّل ضرر شده و نقصان را با مال خويش جبران مىكردند . از اين رو طبيعى است كه وكلا براى امرار معاش نيز در حد ضرورت و به ميزان اذن ائمه عليهم السّلام ، در وجوه شرعى تصرف مىكردند ؛ گرچه به ندرت خيانت‌هايى نيز