تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
به دست ما نرسيده ، ولى از نقل مربوط به « احمد دينورى » چنين استفاده مىشود كه نفس حضور سفير دوم در بغداد ، و ارائه بعضى از امور خارق عادت با عنايت و امداد ناحيه مقدسه ، موجب شد شيعيان رفته‌رفته به كذب مدّعاى اين دو تن واقف شوند . علاوه بر آن‌كه ، بروز برخى از كارهاى خلاف مروّت و دور از شأن سفير واقعى امام عليه السّلام ، در دورىگزينى شيعيان از اينان مؤثر بود . 8085712 خ 0 104 خ ديگر مدعى دروغين سفارت و بابيّت در اين عصر ، نواده سفير اوّل و برادرزاده سفير دوم ، يعنى « محمد بن احمد بن عثمان » معروف به « ابو بكر بغدادى » بود . وى با توجه به انتسابش به بيت جليل سفير اول ، نزد شيعيان داراى وجهه‌اى بود ؛ از اين رو بر سفير دوم بود كه ماهيت حقيقى وى را بر شيعيان معلوم كند . نمونه‌اى از اين افشاگرى را شيخ طوسى نقل كرده است ؛ در يك مجلس علمى كه سفير دوم به همراه جمعى از بزرگان شيعه حضور داشت ، هنگامى كه اين مدعى دروغين بابيّت وارد شد سفير به حضار گفت : « ساكت باشيد كه اين فرد جزو گروه شما نيست » . يكى از پيروان وى « ابو دلف كاتب » بود كه وى نيز پس از ابو بكر بغدادى ادعاى دروغين بابيّت و نيابت را سر داد ، ولى با توجه به اشتهار وى در نزد شيعيان به قلّت عقل و جنون ، كارش پيش نرفت . 9085712 خ 0 105 خ در عصر سفير سوم نيز دو تن به نام‌هاى « حسين بن منصور حلّاج » و « شلمغانى » به معارضه با وى و طرح دعوى دروغين بابيّت از جانب امام مهدى عليه السّلام پرداختند . درباره شلمغانى سخن گفتيم ؛ اما حسين بن منصور حلّاج ، همان صوفى معروف ، نيز با توجه به آگاهى شيعه از صداقت سفير سوم و كذب ادعاى وى ، موفقيت زيادى كسب نكرد ؛ علاوه بر آنكه اقدامات برخى از سران شيعه نظير « ابو سهل نوبختى » و « على بن بابويه » نيز در رسوايىاش مؤثر بود . سرانجام ، اعلام لعن وى از سوى امام عصر عليه السّلام ، و استفاده ابن روح از ابزار حكومتى در از بين بردن وى ، توانست ريشه اين درخت فاسد را در سال‌هاى پايانى دوره حيات سازمان وكالت بخشكاند . 0185712 خ 0 106 خ در مجموع ، بروز خوارق عادات از سوى سفراى راستين و تأييدات متعدد توسط ناحيه مقدسه نسبت به آنان ، و نقش وكلاى حاضر در نواحى مختلف در معرفى سفير حقيقى امام عليه السّلام ، بهترين ابزار براى آگاهانيدن شيعيان از كذب دعوى اين افراد بود . با توجه به آنچه در اين دو قسمت گذشت ، مىتوان شيوه‌هاى برخورد امامان