را نزد خود نگاه داشت و از تحويل آنها به « ابو جعفر عمرى » سرباز زد . 0875712 خ 0 76 خ شيوه برخورد سفير با وى به طرق مختلف بود ؛ از جمله ، ترتيب دادن ملاقاتى سرّى بين امام دوازدهم عليه السّلام و او ، تا به وى ثابت شود كه از جانب امام عمل مىكند . ابو جعفر او را به منزلى برد كه امام عليه السّلام در آنجا حضور داشت و به وى دستور داد كه اموال را به ابو جعفر تحويل دهد ؛ ولى وى در اين امر تعلّل ورزيد ! از همين رو ابو جعفر روزى شخصا به مجلسى كه وى و پيروانش در آن حاضر بودند ، رفت و وى را با سوگند دادن به خدا مورد خطاب قرار داد كه : آيا امام به تو دستور نداد اموال و وجوه شرعى را تحويل من دهى ؟ و او چارهاى جز تصديق نداشت ؛ و همين امر ، موجب بازگشت برخى از پيروانش از اعتقاد به نيابت وى شد . 1875712 خ 0 77 خ بدينترتيب ، وى نتوانست خلل زيادى در حركت سازمان وكالت ايجاد كند . وى نيز جزو چند نفرى است كه در توقيع مربوط به لعن شلمغانى ، از آنان نام برده شده است .
آخرين نمونه از موارد خيانت مالى و فساد عقيدتى در سازمان وكالت در عصر غيبت صغرا ، مربوط به وكيل برجسته عصر سفارت « حسين بن روح نوبختى » ، يعنى « محمد بن ابى العزاقر » معروف به « شلمغانى » است . وى از دستياران سفير سوم در بغداد و ناظر بر كار وكلاى كوفه بود ، 2875712 خ 0 78 خ ولى از آنجا كه در جاهطلبى بىصبرانه سياسى ، شهره بود لذا دستورات امام عصر عليه السّلام را ناديده انگاشت و به دنبال ديگر گروهها رفت تا به اهداف شوم خود جامه عمل بپوشاند . وى رفتهرفته عقايد انحرافى خود را در قالب عقيده به حلول خدا در ابدان انبيا و ائمّه عليهم السّلام و سپس در بدن خودش ظاهر كرد ! 3875712 خ 0 79 خ پس از بروز و كشف عقايد انحرافى وى ، اين وظيفه رهبرى سازمان وكالت بود كه به صورت جدى براى مقابله با وى وارد عمل شود ؛ به خصوص كه او به سبب نمايندگى و وكالتش از جانب سفير سوم ، در بعضى طوايف شيعى همچون بنى بسطام ، به شدت آنها را تحت تأثير عقايد انحرافى و باطل خويش قرار داده بود .
اولين اقدام ابن روح عليه شلمغانى ، بركنارى وى از سمت وكالت بود . سپس الحادى بودن عقايد شلمغانى را در همهجا منتشر ساخت ، و همينطور از وكلا خواست تا روابط خود را با وى قطع كنند . 4875712 خ 0 80 خ پس از محبوس شدن ابن روح در سال 312 ق شلمغانى غيبت سفير را مغتنم شمرده و اقدامات خود را گسترش بخشيد و سعى داشت خود را سفير
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 196
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص١٩٦