فصل چهارم ساختار و شيوه عملكرد سازمان وكالت
سازمان وكالت همچون مجموعههايى كه بهطور سازمان يافته و نظاممند در پى انجام هدفى مشترك هستند ، داراى شالودهاى منظم و منسجم بود . اين ساختار و شالوده را مىتوان به مثابه هرمى تصور كرد كه بالاترين بخش آن را رهبرى سازمان ، يعنى ائمّه معصومان عليهم السّلام تشكيل مىداد ؛ و به ترتيب به سمت قاعدهى هرم ، ابتدا وكلاى ارشد يا سروكيلها و بابهاى ائمه معصومين عليهم السّلام و سپس وكلاى جزء كه در نواحى مختلف دور و نزديك قرار داشتند . علاوه بر وكلاى مقيم در نواحى ، گاهى نمايندگانى از سوى امامان عليهم السّلام به صورت سيّار ، بين محل استقرار رهبرى سازمان و محل اقامت وكلاى نواحى در رفت و آمد بوده و وظيفه ايجاد ارتباط ائمه عليهم السّلام با وكلا و شيعيان نواحى را ايفا مىكردند . يكى از مهمترين وظايف اين وكلاى سيار ، تحويل وجوه شرعى جمع شده نزد وكلا ، به پيشگاه امامان عليهم السّلام بود .
بر تشكيلات وكالت ، همواره اصلى به نام « تقيّه و نهانگرايى » حاكم بود كه در صورت عدم رعايت اين اصل ، بقا و استمرار فعاليت اين سازمان در طول مدت دو قرن تا انتهاى عصر غيبت صغرا غير ممكن بود .
وكلاى به كار گرفته شده در سازمان وكالت مىبايست طبق دستور العمل مشخصى كه در ابتداى نصبشان به وكالت ، از سوى امامان شيعه عليهم السّلام و يا بابها و كارگزاران اصلى آنها معيّن مىشد ، وظايف خاصى را در محدوده قلمرو خاصّى انجام مىدادند . آنان در صورت تخطّى ، از سوى رهبرى سازمان مورد مؤاخذه واقع مىشدند .
اين وكلا براى امرار معاش خود ، گاه متّكى به درآمد شخصى بودند ؛ و در موارد بسيار ، نوعى مقرّرى و حقوق ، و گاه وكالت در مصرف وجوه شرعى ، به آنان اعطا مىشد .