موسى الكاظم عليه السّلام » بود كه احتمالا از جانب پدرش به آنجا اعزام شد تا مردم را در ارتباط با حقوق علويان آگاه ساخته و به خلافت آنان دعوت كند . بنابه نقل مسعودى و ابن حزم ، در دوره خلافت معتزّ ، اين اغلب او را در مغرب به قتل رساند . 8115712 خ 0 189 خ شايد بتوان براى اثبات حضور تشيّع در مغرب ، و به تبع آن حضور سازمان وكالت ، به نقلى از شيخ طوسى استناد كرد . طبق اين نقل ، فردى كه در طلب حضرت مهدى عليه السّلام بوده ، به ابو سورة ( كه ناقل روايت است ) مىگويد براى جستجوى امام ، عازم مغرب است . 9115712 خ 0 190 خ اين نقل از آن جهت شاهد مدّعاى ما است كه نفس توجه شيعيان به مغرب به سبب احتمال حضور امام عليه السّلام در آنجا ، مىتواند نشانگر وجود زمينههاى مناسب براى حضور شيعه در مغرب باشد .
* * *
3 . 4 . ناحيه ايران
ايران كه در نقاط مختلف خود شيعيان را جاى داده است ، از ديرباز از مراكز مهم تشيّع محسوب مىشده و محل فعاليت وكلاى ائمه عليهم السّلام بوده است . تعيين دقيق حدود مرزى ايران در دوران مورد بحث ، يعنى قرن 2 و 3 و ثلث اول قرن چهارم هجرى ، كارى دشوار است . پس از فتح ايران به دست مسلمانان ، مرزهاى پيشين ايران در عصر امپراتورى ساسانى از بين رفت و خاك ايران ضميمه دولت وسيع اسلامى شد . از قرن سوم به بعد نيز حكومتهاى متقارن ، هريك در بخشى از ايران ، دولتى تشكيل دادند . از اين رو در دوران مورد بحث ، ما با يك حكومت فراگير در تمامى خاك ايران مواجه نيستيم تا بر اساس آن ، مرزهاى اين سرزمين را تعيين كرده و نمايندگان ائمه عليهم السّلام را شناسايى كنيم . با توجه به اين سخن ، به ناچار همان مرزهاى ايران در آخرين سالهاى حاكميت دولت ساسانى را معيار قرار داده و به تبع آن ، شهرها و مناطق را متعلق به ايران قلمداد مىكنيم .
به گفته برخى از محققان ، حدود مرزى ايران در دوره ساسانى ، قابل انقسام به دو قسمت است : حدود قطعى ، و حدود تقريبى . حدود قطعى ، از رأس خليج فارس تا هيت در ساحل راست رود فرات ، و سپس سيرسهزيوم و نواحى غربى ارمنستان تا كوههاى قفقاز امتداد داشت . بنابراين تقريبا تمامى قفقاز و ايبرى ( گرجستان امروزى ) و ارّان و آذربايجان جزو ايران بود . از سمت شرق نيز در عصر انوشيروان ، جيحون سرحدّ ايران