در عصر متوكل عباسى ، بنابه گفته كندى ، شيعيان امامى مذهب در مصر از سوى يزيد بن عبد اللّه تركى ، حاكم مصر از جانب خليفه عباسى ، مورد آزار قرار گرفتند . وى ابى هضره ، از رهبران علوى ، و پيروانش را دستگير كرد . اينان متهم بودند كه فعاليتهاى زيرزمينى داشتهاند و در سال 248 ق به عراق رانده شدند . 0115712 خ 0 181 خ
موارد فوق به خوبى نشانگر حضور فعال شيعيان در مصر است . گرچه اسامى وكلاى مقيم مصر در همه ادوار فعاليت سازمان وكالت ، در منابع تصريح نشده است ، ولى تصريح به اسامى برخى از آنان همچون « عثمان بن عيسى رواسى » و نمونههايى كه خواهد آمد ، و نفس حضور شيعه در اين منطقه ، جاى ترديد در حضور فعال سازمان وكالت در آن را باقى نمىگذارد .
از جمله شواهد دالّ بر حضور شيعيان و به تبع آن سازمان وكالت در مصر ، مىتوان به توقيع امام عسكرى عليه السّلام به بعضى از بنى اسباط اشاره نمود كه ضمن آن فرمود : « تو ، ان شاء اللّه ، داخل مصر خواهى شد و به هر كس از شيعيان ما كه مورد اطمينان است سلام مرا برسان و آنان را به تقواى خداى بزرگ و اداى امانت فرابخوان . . . » . 1115712 خ 0 182 خ همچنين نامه سيف بن ليث به امام عسكرى عليه السّلام ، كه ضمن آن براى بهبودى فرزند بيمارش در مصر ، از حضرت طلب دعا مىكند . 2115712 خ 0 183 خ بنابه نقل كلينى ، همين سيف بن ليث در عصر امام عسكرى عليه السّلام ، از مصر به سرّمن رأى آمد تا از شفيع خادم ، به سبب غصب ملكش و اخراج وى از آن ، نزد مهتدى - خليفه عباسى - شكايت كند ، ولى با راهنمايى برخى از اصحاب امام عليه السّلام از جمله عمر بن ابى مسلم ، به امام عسكرى عليه السّلام نامهاى نوشت و حل اين مشكل را طلب نمود . حضرت به وى چنين نوشت : « نگران مباش ، ملكت به تو بازگردانده مىشود ؛ نزد سلطان مرو ، و نزد وكيلى كه غصب ملك كرده برو و او را از سلطان اعظم ، يعنى خداى مالك جهان بترسان » . زمانى كه سيف نزد وكيل رفت ، وكيل به وى چنين گفت : « امام عسكرى عليه السّلام هنگام خروج تو از مصر براى من نوشت كه تو را فرا خوانده و ملكت را به تو بازگردانم » . سپس ملك سيف بن ليث را به حكم قاضى ابن ابى شوارب و شهادت شهود به وى بازگرداند و نيازى به رفتن نزد مهتدى حاصل نشد ، و از آن پس آن ملك در دست او بود و مشكلى پيش نيامد . 3115712 خ 0 184 خ البته تعبير « وكيل » در اين روايت ، به معناى وكيل امام عسكرى عليه السّلام نيست ، چرا كه طبق شواهدى ، شفيع خادم ، يكى از
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص١٠٧