تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥

[ بزرگوارى امام در برخورد با نادانان ]

وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
« 1 » مؤمنان چنين‌اند ، اگر ببينند مردم نادان سخن زشت گويند ، آنان راه مسالمت پويند ، بزرگوارانه پاسخ دهند ، تا از شر ايشان برهند . گفتار آنان استوارست و پذيرفتهء گردكار ، بر جاهلان نمىتازند ، و با مهربانى درونشان را آرام مىسازند . ادب قرآن چنين است و دستور پيغمبر اين ، و خاندان رسول اين ادب را از جد خود ميراث بردند كه
« وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
« 2 » روزى به مردمى گذشت كه از او بد مىگفتند فرمود : اگر راست ميگوئيد خدا از من بگذرد و اگر دروغ ميگوئيد خدا از شما بگذرد . « 3 » روزى مردى برون خانه او را ديد و به دو دشنام داد . خادمان امام بر آن مرد حمله بردند . - على بن الحسين گفت : - او را بگذاريد . سپس به دو گفت : آنچه از ما بر تو پوشيده مانده بيشتر از آنست كه ميدانى . آيا حاجتى دارى ؟ مرد شرمنده شد و امام گليمى را كه بر دوش داشت بر او افكند و فرمود هزار درهم به او بدهند .
هامش
( 1 ) . القلم : 5 ( 2 ) . الفرقان : 62 ( 3 ) . مناقب ج 4 ص 158