مباشرت و مصابرت را موجب اصلى به وادى جور و جفا را به اقدام صبر پيمودن منهج زوايد ، فوايد ثواب است و در وادى بلايا و رزايا ثبات قدم ورزيدن مثمر عوايد اقتراب به درگاه ربّ الأرباب و للّه فى ضمن البلايا ، لطائف .
به زير غصه نهان ذوقها و شاديهاست * بسى مراد كه در زير نامراديهاست
ابن عبّاس « رضى اللّه عنه » آورده كه : قريش اتفاق كردند بر آنكه اين بار كه محمد را ببينيم او را زنده نگذاريم و به هيچ وجه دست از وى نداريم فاطمه را خبر شد به خدمت پدر آمد و قطرات عبرات بر صفحات و جنّات روان كرد .
بر چهرهء خويش اشك گلگون مىريخت * خون جگرش ز ديده بيرون مىريخت
آن حضرت كه فاطمه را گريان ديد فرمود ما يبكيك ؟ اى جان پدر تو را چه چيز به گريه آورده است و موجب گريستن چه چيز شده است ؟ فاطمه گفت يا أبتاه اى پدر بزرگوار انّ القوم عزموا على أن يقتلوك به درستى كه قوم عزم جزم كرده است بر كشتن تو و هر كس نصيبى از خون تو با خود تخمير كرده حضرت فرمود كه باك مدار قدرى آب بياور تا پدرت سلاح الوضوء سلاح المؤمن درپوشد و زرهء عصمت نماز در بر افكند پس وضوى تمام بساخت و قدم در مسجد الحرام نهاد آن گروه از هيبت او چشم نگشادند بلكه از مهابت او ديده بر هم نهادند خواجه عالم ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) قبضهاى سنگريزه برگرفت و در روى ايشان انداخت و فرمود « شاهت الوجوه يعنى زشت باد روهاى شما بر هيچ كس از آن سنگريزهها نيامد الا در روز بدر كشته شد » و همچنان در ضلالت به نار اللّه الموقده رفت و در روز الغاشيه ابو جهل و عتبه و شيبه و ابى اميه و عماره را دعاى بد كرد و هر كه را در آن دعا نام برد كشته شدند و در روز بدر بر دست انصار دين هلاك گشتند و قصّه محاربان كربلا همچنين بود كه از آن بيست و دو هزار كوفى و شامى كه با حسين و اصحاب او حرب كردند هيچ كس نبود كه در آن سال به بلائى مبتلا و به عقوبتى گرفتار نگشت و چون سال به سر آمد و روز عاشورا در آمد از آن لشكر گران يك كس زنده نمانده بود چه آنها كه مقاتله نمود و چه آنها كه سياهى لشكر بودند و چگونه چنين نباشد كه حسين نور ديدهء مصطفى و فرزند پسنديده مرتضى