تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
شد و چون در اثناى طواف بر ايشان به گذشت وى را به ناسزا تعرض رسانيدند و سخن سخت گفتند چنانچه اثر كراهت در روى آن حضرت ، مشاهده كردم در طواف دوم و سوم نيز مثل آن گفتند در نوبت چهارم آن سرور بايستاد و فرمود كه بشنويد اى گروه قريش به خدائى كه جان محمد در قبضهء قدرت اوست كه آورده‌ام براى شما ذبح يعنى اگر سخن مرا نشنويد و متابعت من ننمائيد همچون گوسفند تيغ بر گلوى شما خواهم نهاد و شما را بخواهم كشت نپنداريد كه از چنگ من به رايگان بيرون خواهيد شد چون آن حضرت اين سخن بگفت گوئيا گلوى همهء ايشان بگرفت و لرزه بر اعضاى ايشان افتاد بعد از آن به تملّق درآمدند و آن كس كه در سبّ و طعن از همه زيادت بود وى را تسكين داد به بهترين كلامى و نرم‌ترين سخنى و مىگفت يا ابا القاسم بازگرد و به راه خود برو به خدا كه تو جهول نيستى يعنى در كار خود دانائى و هر چه مىكنى از روى دانش است پس رسول صلى اللّه عليه و آله بازگشت و طواف خود تمام كرد و روز ديگر همان جماعت در همان محلّ جمع شدند و من با ايشان بودم بعضى با بعضى گفتند آن همه ديروز سبّ محمد نموديم چون بر ما ظاهر شد و ما را دشنام داد هيچ نتوانستيم گفت و خاموش شديم چنانچه گوئى زبانهاى ما لال شده بود اين چه بود كه ما كرديم اگر اين نوبت وى را بينيم دانيم كه با وى چه بايد كرد ؟ در اين سخن بودند كه حضرت رسالت پيدا شد و طواف خانه آغاز كرد چون وى را ديدند از غايت بغض و غيظ كه داشتند همه به يك بار بر سر آن حضرت ريختند و گفتند توئى كه در حق ما و بتان ما سخنان مىگوئى فرمود كه آرى منم كه به آنها گفتم و مىگويم مردى را ديدم گوشهء رداى وى را گرفت و در گردن آن حضرت پيچيد چنانچه راه نفس بر وى تنگ شد يكى از صحابه آنجا حاضر بود فرياد برآورد و در گريه افتاد گفت آيا مىكشيد اين مرد را كه مىگويد پروردگار من اللّه است ؟ و معجزه‌هاى روشن به شما نمايد آن مردم دست از پيامبر داشتند و روى به آن صحابه نهاده محاسن او را گرفته چندان بر وى زدند كه سرش به شكست القصّه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله مثل اين جفاها مىديد و بدين نوع عناها مىكشيد و مىدانست كه در بلا ارتكاب شكيبائى را سبب كلّى است رنج و عنا
روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 95 | ملا حسين كاشفى سبزوارى