تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بيمار شد روزى رسول بر بالين وى نشسته و در روى مادر مىنگريست و بر تنهائى و غريبى و بىكسى خود ، مىگريست .
سخت دشوار است تنها ماندن از دلدار خود * با كه گويم حال تنها ماندن دشوار خود
و آمنه خاتون بىهوش بود ناگاه به هوش بازآمده بر روى رسول نگريست ديدهء اشك‌آلود او را ديد و آه دردآلود او را شنيد بيتى چند براى تسلّى فرزند دلبند خود برخواند و اين ابيات از آن جمله است .
بارك اللّه فيك من غلام * ان صحّ ما أبصرت فى المنام
فأنت مبعوث إلى الأنام * من عند ذى الجلال و الاكرام
يعنى : خدا بركت دهد ترا اى پسر و اگر آنچه من در خواب ديده‌ام دربارهء تو و از هاتف غيبى شنيده‌ام راست و درست است پس تو پيغمبرى برانگيخته به سوى آدميان از نزديك خداوند جهان بعد از آن گفت اى پسر هر زنده‌اى ميرنده است و هر نوى كهنگى پذيرنده هر كه از كتم عدم قدم بر بساط وجود نهاد ، نهايت كار او آن است كه حنجرهء أمل او به خنجر أجل بريده شود و هر كه در محفل زندگانى شربت با حلاوت حيات چشيد غايت مهم او آن است كه زهر مرارت ممات بچشد .
در اين سراى مصيبت كه غير ماتم نيست * دلى كجاست كه زير شكنجهء غم نيست
لباس عمر نكو كسوتيست ليك چه سود * كه آستين بقاش از دوام معلّم نيست
امّا اى پسر اگر من بميرم ذكر من زنده خواهد بود و نام من از صحيفهء روزگار محو نخواهد شد زيرا كه چون تو پاكيزه نهادى زادم و مانند تو نيكوكارى ، يادگار گذاشتم .
زنده است كسى كه از تبارش * ماند خلفى به يادگارش
مرويست كه چون آمنه خاتون وفات كرد آواز نوحهء جنّيان مىآمد كه به روى مىگريستند و مىگفتند .
نبكى الفتاه المرأة الآمنه « 1 » * أمّ رسول اللّه ذى السكينة
هامش
( 1 ) - شايد صحيح امينه باشد .
روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 92 | ملا حسين كاشفى سبزوارى