محتاجند . در وى مثبت است و علم ايشان بسيار بوده و جفر خافيه از مصنّفات ايشان است . و كرامات و مقامات ايشان از حد و حصر بيرون است و فضائل و مناقبش از حيّز حساب افزون . و او را هفت پسر بوده : اسماعيل و عبد اللّه و موسى و اسحاق و محمد و عباس و على ، و عقب او از پنج فرزند است امام موسى كاظم « عليه السلام » و اسماعيل و على عريضى و محمد مأمون و اسحاق مؤتمن . اما ابو محمد اسحاق مؤتمن برادر اعيانى امام موسى كاظم بوده و در صورت و هيأت به حضرت رسالت « صلى اللّه عليه و آله » مشابهت تمام داشته و نشر حديث مىكرده و چون سفيان بن عينيه از او نقل حديث كردى به اين وجه ادا فرمودى ، كه حدّثنى الثقة الرضا اسحاق بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن أبي طالب و او را عقب از سه پسر بوده ، محمد و حسين و حسن و بنو الوارث در رى از نسل محمد بن اسحاقاند : و حمزهء بسار از بنى وارث بوده . و اولاد حسن اسحاق در مصر و نصيبين بسيارند ، و ميمون بن عبد اللّه از ايشان است و حسين بن اسحاق به حران افتاده و اولاد او در رقّه و حلب بسيارند . و محمّد بن حرّانى و احمد حجازى و نقباى حلب از اين عقبند . اما محمّد مأمون كه از جهت حسن و جمال او را « محمد ديباج » هم گفتندى ، عقب وى از سه پسر بوده يكى حسن و اولاد وى منقرض شدهاند . دوم ، قاسم و بنو الشيبة از اولاد وىاند و بنو طيّاره به مصر و بنو العروس و بنو الخوارزه هم از اولاد قاسماند . سوم ، على خارضى و عقب او از دو پسر است حسن و حسين و اعقاب اين دو فرزند بسيارند . و ابو الهيجا محمد بن ضرّاب بن أبي طالب حمزهء ضرّاب از نسل حسين بن على بن محمد ديباج است . و از اولاد محمد بن حسين كه ملقب به خور بوده ، ابو البركات است . و اكابر بسيار از نسل وىاند . و ابو طاهر كه اولاد او به شيرازند ، از اولاد حسن عارضىاند . امّا على عريضى ، كنيتش ابو الحسن است . عالم بزرگ بوده و در كودكى از پدر بازمانده و از برادر خود امام موسى كاظم ، علم آموخته و نسبت او به عريض است و آن قريهاى است ، چهار ميل دور از مدينه . و اولاد او بسيارند و ايشان را « عريضيّون » گويند . و عقب او از چهار پسر است : محمد و احمد شعرانى و حسن و جعفر اصغر . اما جعفر اصغر عقب او از على پسر اوست و حال اين عقب پوشيده است و حسن عريضى را عقب از پسر او عبد اللّه است ، و اولاد او در مدينه و مصر و نصيبيناند . و
روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 513
مساهمون: ملا حسين كاشفى سبزوارى
ص٥١٣