نسل وىاند . سوّم على بن ذو الدمعه عقب او از زيد است و او نسّابه بوده است و كتب مبسوطه در انساب نوشته ، نقباى بغداد و بصره از نسل وىاند .
امّا عيسى موتم الاشبال كنيت او ابو يحيى است و او شيرى بكشت كه بچگان داشت و به موتم الأشبال ملقّب شد . يعنى يتيم كنندهء شير بچگان . احمد مختفى پدرش مردى وجيه بود و پسرش محمّد اعلم علما بود به علم انساب عرب . و اعقاب على ابن عيسى در كرمان و خراسان هستند . و از اولاد زيد بن عيسى اكابر بسيار در ما وراء النهر و عراق عرب و فارس هست و عقب محمد بن اسحاق نيز به حد كثرت رسيده و احمد و على و على معقله و ابو نزار صابونى از آن نسلند . و از حسن عمارة بن عيسى بنى عقروقند و بنو جكاجك . اما محمد بن زيد الشهيد اصغر از اولاد زيد است و او را ابو جعفر گفتندى ، به غايت فاضل و كامل بوده و به زهر مأمون شهيد شده و عقب او از پسرش ابى عبد اللّه جعفر شاعر است و محمد خطيب و احمد مسكن و قاسم اولاد وىاند . و صاحب دار الصّخر ( الرجز ) از اعقاب اوست و فرزندان او همه نقيب و بزرگ بودهاند . امّا عبد اللّه باهر از غايت غلبه نورانيّت بر رخسار مبارك وى بدين لقب ملقّب شد . و او با امام محمد باقر عليه السلام برادر اعيانى بوده و عقب او از پسرش محمد أرقط است . و عقب أرقط از اسماعيل ، و او را دو پسر بود . حسين نيفسج و محمد اسماعيل وخ از نسل حسيناند و اعقاب او در قم بودند و محمد كوكبى هم از اولاد اوست و بنو الغريق در شام و مصر از نسل محمد بن اسماعيلند . و نقباى رى و ملوك ايشان و كوكبيان همه از نسل أرقطند و اللّه تعالى أعلم .
« فصل دوم در ذكر عقب امام محمد باقر « عليه السلام »
آن حضرت امام پنجم است . كنيت وى ابو جعفر لقب وى باقر و سبب تلقيب او بدين لفظ جهت توسّع و تبحّر او است در علوم ، و گفتهاند ، اين لقب مر او را از قول رسول خداست . آوردهاند ، كه چشم جابر بن عبد اللّه انصارى « رضى اللّه عنه » در آخر عمر پوشيده شده بود ، روزى امام محمّد باقر « عليه السلام » نزديك وى آمد و بر وى سلام كرد جابر جواب داد گفت : تو كيستى ؟ گفت : من محمد بن على بن الحسينم . گفت : اى سيّد ، فرا پيشتر آى و دست به من ده . امام فرا پيش رفت و دست به وى داد ، جابر دست