تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
كه از آن موضع ، درختى بزرگ رسته است و ميوه‌ها بار آورده بس بزرگ : « بوى آن چون بوى عنبر ، طعم او چون طعم شير » اگر گرسنه بخورى سير شدى ، و اگر تشنه تناول كردى سيرآب گشتى و اگر بيمار خوردى به صحّت پيوستى و هر شتر و گاو و گوسفند كه برگ آن ، بخوردى ، شير وى بسيار شدى ، و ما آن را شجرهء مباركه نام نهاده بوديم . از همهء باديه‌ها براى شفاى بيماران به سوى ما مىآوردند و از ميوهء آن فرا مىگرفتند . يك روز بامداد درآمديم . ميوه‌هاى آن ريخته و برگهاى آن زرد شده بود . فزع بسيار كرديم . ناگاه خبر وفات حضرت رسالت « صلّى اللّه عليه و آله » رسيد و بعد از آن ميوه مىداد امّا اندك . و چون ازين واقعه سى سال گذشت . روزى بامداد آمديم ديديم كه از بيخ تا شاخ وى همه خار بار آورده است و ميوه‌هاى آن فرو ريخته ناگاه خبر قتل حضرت امير المؤمنين « على عليه السلام » رسيد . بعد از آن درخت ديگر ميوه نداد . امّا از برگ وى نفع مىگرفتيم و بيماران از آن شفا مىيافتند . تا يك بار از ساق آن خون خالص روان شده بود و برگهاى وى پژمرده گشته ، گفتيم آه ! اين نوبت حادثهء عظيم واقع شده است . چون شب درآمد آواز نوحه و زارى از زير درخت مىشنيديم و كسى را نمىديديم ، در ميان آنكه ما ملول و مغموم و محزون بوديم ، ناگاه خبر مقتل امام حسين « عليه السلام » به ما رسيد ، بسيار به گريستيم و جزع كرديم و به مراسم مصيبت قيام نموديم .
اين زمان محنت است اى دل دمى خرّم مباش * خون‌گرى در ماتم آخر ، از درختى كم مباش
امّا راويان اين خبر جانسوز ، و ناقلان اين اثر غم اندوز ، چنين آورده‌اند كه : چون صورت واقعه شاه شهيدان روى نمود و زمانهء بىوفا درهاى كرب و بلا بر روى تشنگان كربلا ، يعنى مخدّرات آل عبا ، بدست جور و جفا بگشود . لشكر حوادث از كمينگاه غدر و حيله بيرون آمده كمان عناد به زره كردند . تيرهاى جگر شكار و تيغهاى زهر آب دار ، بر آن نهاده روى به سر خيل ابرار و نقاوهء اهل بيت سيّد اخيار آوردند .
درياى فتنه موج زد و دشمنان چو سيل * خود را بر آن امام وفادار ريختند
پرهاى بلبلان سخن گوى سوختند * خونهاى طوطيان شكر خوار ريختند